روحانیت و روشنفکری : زبانه های آتش طاغوت

خدا شرك بخودش را نمی ‌آمرزد

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on فوریه 23, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

«خدا شرك بخودش را نمی ‌آمرزد ولی غير از آن را برای كسی كه بخواهد می ‌بخشد. كسی كه شرك به خدا داشته باشد گناه بزرگی را بهم بافته و مرتكب شده‌ است.» – سوره نساء آیه 48

مشرک، به خداوند رحمان مشکوک است و به همین دلیل با خداوند رحمان شریک می گیرد. فرد مشرک، تکبر و خلاء عظیمی را در دلش این سو آنسو میکشد: از یک سمت ندائی در دلش میگوید «لا اله الا الله» و از سوئی دیگر صدائی به او میگوید «نقد را ول کرده ای و به نسیه چسبیده ای؟ خاک بر سرت! بگو اگر راست میگوئی خداوندت را همین الان بخوان! نمی شود که! یک حساب و کتابی دارد! یک راه تقربی نیاز است، یک مقربی نیاز است که کارت را در عرش خداوند چاق کند! کسی از ابرار که آنجا حرفش برش داشته باشد، همینطور که شهر هرت نیست، سرت را بالا بگیری و بگوئی یا الله!! شفیعی گفته اند، وصیی گفته اند! مخصوصا اینکه امام صادق و باقر و تقی النقی فرموده است ور ور ور ور ور ور» و حدیث زیرزمینی منقول را برایش بلغور می کند.

لذا فرد مشرک برای پر کردن این خلاء و این وسوسه شیطانی و شک خانمان برانداز که دم به دم یقه او را صبح و شب میگیرد، باید یک واسطی بسازد که از دید خودش «ملموس» و «مطمئن» به عبادت بپردازد، تا عینیت مکانی و زمانی در عبادت او، در توکل او، در توسل و دعاهای او ایجاد شود. او هر روز با خودش میگوید ….»آخر همینطور خشک و خالی و پا برهنه و بدون هیچ چیز که نمی شود دوید به سوی خدا! حساب و کتابی دارد!، رتبه و مقامی هست، دفتر و دستکی هست!»  …

مشرک گستاخی را نیز از حد گذرانده و از نظر او آن بستر قرآنی و دستوراتش اتصال کافی با درگه خداوند رحمان ایجاد نمی کند… «لازم هست، ولی کافی نیست!»… بعبارتی یک فرد مشرک معتقد است که اگر پیش از نزول قرآن کریم با ایشان مشورتی انجام می پذیرفت؛ شخص ایشان می توانست راه کارهای «کاملتری» را جهت عینیت بخشیدن به ارتباط بین بنده و خالق ارائه کند! اینجاست که روی حقیقی یک مشرک خداپرست برای لحظه ای رخ نمایان میکند!

توجه کنید که قرآن کریم این معجزه معجزات، گوشزد می فرماید که حرف حساب مشرکین این است که میگویند این شریکان و اولیائی که بغیر ازخدا برای خود گرفته اند، آنها را به خدا نزدیک میکنند (سوره زمر آیه 3).  یعنی مشرک به ظن خود همین دلال و واسطه را که بین خود و خدایش قرار داده، باعث برکت هم میداند!! چرا که تسهیلاتی که این دلال برایش فراهم کرده به ضعم خودش منجر به تقرب به خداوند شده است. حال سئوالی قد علم میکند که اگر واقعا متوسل شدن و گریه برای به اصطلاح اهل بیت! اگر دخیل بستن به یک ضریح طلائی، اگر به سفر رفتن کربلا ومشهد، اگر روشن کردن شمع در یک سقاخانه، در یک امام زاده، اگر یک «یا حسین و ابالفضل» گفتن، اگر مولودی خوانی برای سوپرمن زمان، انسان را به خدا نزدیک تر میکند و حتی بعضی ها را هم شفا داده! پس چرا قرآن کریم مشرکین را کوبیده و آنها را نجس میخواند؟؟ و کلمه نجس فقط یک بار در کتاب خدا و آنهم در رابطه با مشرکین بکار رفته است؟؟!! چرا قرآن میفرماید که خدا و رسولش از مشرکین بیزارند؟؟؟ مگر نه این است که آنها با این روشها به خدا بیشتر نزدیک میشوند؟؟؟؟ پس قضیه چیست؟

جواب این است که خیر!

مطلوب انسان مشرک خدا نیست، او ملتمس به کار چاق کنی است که با واسطه ای در عرش خدا دستی دارد!  یا حداقل یکی از محافظین آن بالا را می شناسد!! مشرک مصرف کنندۀ کالا و خدمات فرضی است که اصلا وجود خارجی هم ندارد، ولی به گمان فرد مشرک حیاتی و ضروری است. پس اول اینکه ولی نعمت یک مشرک، یک دلال است، که کارش را در پیشگاه خداوند متعال چاق میکند. به بیانی اولین کسی که از انسان مشرک رفع اعتبار و آبرو میکند، خود شخص مشرکش است که شرکش تف سر بالائی شده است به خودش، زیرا خودش اذعان میکند که لیاقت ارتباط مستقیم با پیشگاه احدیت را ندارد و همچون موجودی عاجز دم به دم دنبال یک شفیع و دلال است.

دوم اینکه انسان مشرک اهمیتی هم نمی دهد که این دلال او، این واسط او، چگونه کار را چاق خواهد کرد، برای او هدف مهم است، وسیله مهم نیست. او «جنسش» را میخواهد و برای این کار پولی را، دعائی را، شمعی را، گریه ای را، نامه ای در چاهی را، به ساحت همین دلال مرده یا زنده، حواله کرده است و الان سراپا انتظار و چشم داشت است. پس عبادت فرد مشرک معامله با «غیرخدا» است. حالا این غیر خدا می تواند یک انسان مثل من و شما یا علی و حسن و حسین و تقی، نقی باشد، یا یک سوپرمن افسانه ای با نام تولیدی «امام زمان» که بیش از 1300 سال عمر کرده و از پشت ابر هدایت چند میلیارد کهکشان، انسانها و موجودات مختلف زمینی و فضائی را بعهده دارد. در ضمن صاحب این مرز و بوم و این انقلاب رباخوار و کلی نامه اعمال که هر شب جمعه باید امضاء شوند هم ایشان هستند! ( بعد به مسیحیت انحرافی می توپند که چنین اعتقادات مزخرفی دارند! … حکایت دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه است! )

سوم و آخر اینکه یک مشرک برای آنکه دلالها و کار چاقکن هایش را، واسطه هایش را، در پیشگاه الهی از دست ندهد، دست به همه کار میزند و همچون یک دیوانۀ مالیخولیا زده برای زنده نگاه داشتن آنها ازهیچ کاری دریغ نمیکند، چرا که نابود شدن این دلالها و واسطه ها، به منزله نیست و نابود شدن شخص خود مشرکش است. هستی او، هویت او، ارضای خلاء درونی او، بیزینس او، با این دروغی که برای خود دم به دم می آفریند، گره خورده است. شرک یعنی این! به خود دروغ گفته و خودش هم دروغ خودش را باور کرده!

حاضر است صدها افسانه دروغین از بزرگی و رشادتهای دلالانش، شفیعانش و واسطه هایش بسازد، هزاران صفحه در قالب دست نوشته های زیرزمینی مثل احادیث، روایات منقول و منسوب و منتسب، دروغ پردازی نماید تا برای واسطه های دروغینش اعتبارسازی کند. گاهی با تف مالی، گاهی با شجره نامه ساختن قلابی، گاهی با ساختن ضریحی، گاهی با خواندن شعر و نوحه ای برای تحریک مردم، گاهی با فستیوال های فصلی و گاهی به زور، شاید که مرضش آرامش یابد، اما روز بعد زخم عمیق دیگری سر بازمیگشاید! که خداوند فرموده است » فی قلوبهم مرضٌ فزاد هم الله مرضا«.

انسان مشرک، به خالق خودش، به خالق عرش و آسمانها و زمین و به دانای رازهای پنهان مشکوک است. برای همین وقتی به او گفته میشود که تنها خدایت را بخوان، قبول نمیکند تا اینکه خدا با واسطه یک دلال خوانده شود که آن وقت قبول میکند!! (سوره مومن،غافر، آیه 12)

مشکوک بودن فرد مشرک به خالق رحمان، از تکبر او نسبت به خداوند سرچشمه گرفته است. او بخاطر همین شکش است که شریک سازی میکند، تا خلاء درونی اش را پر سازد. شاید بتوان گفت که موجبات نجاست او هم  از همین تکبرش باشد .  الله اعلم.

» ای افراد باايمان، مشركها نجس هستند، از امسال به بعد به مسجدالحرام نزديك نشوند. اگر از فقر ميترسيد، اگر خدا بخواهد شما را از فضل خود بی نياز ميكند، چون خدا دانا و حكيم است. «سوره توبه آیه 28

الله اکبر، لا اله الا الله.

روحانیون مشرک اند و مطابق قرآن مجید مشرکین نجسند

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on سپتامبر 21, 2009

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

” آيا نميدانند كه خدا آنچه را پنهان می‌كنند و آنچه را آشكار می ‌كنند ميداند؟ عده‌ای از آنها بي سوادند و از كتاب الهی چيزی جز تصورات و آرزوهای خود نميدانند و فقط گمان ميكنند.  پس وای بر كسانی كه با دست خود كتاب می ‌نويسند و می ‌گويند اينها از جانب خدا است برای آنكه آنرا به بهای ناچيزی بفروشندپس وای بر آنها به سبب چيزهايی كه با دستشان نوشتند و وای بر آنها از آنچه بدست می ‌آورند. “ – سوره بقره آیات 77 تا 79

اینکه وجود مقدس خداوند عرش و آسمانها و زمین در جای جای کلام مبارک خود؛ اینقدر و با چنین صراحتی رهبانیت و روحانیت دینی را عامل فساد و انحرافات معرفی کرده است،به نظر شما نشانه چیست؟؟ آیا حالا بیشتر متوجه شده اید که چرا همین ستمکاران به بهانه های ابلهانه ای چون شان نزول آیات و تفسیر و پا نوشت و احادیث و روایات میخواهند آبروی بر باد داده شده خود و بساط دکانداری نجس خود را، به هزار مکافات جمع و جور کنند؟؟! خداوند اول و آخر در قرآن کریم آبروئی برایشان نگذاشته است و مطابق همان آیه اینان در آخرت هم بی آبرو خواهند بود. تمام تلاششان این است که شما قرآن نخوانید برای همین برای شما صدها هزار صفحه دست نبشته مینویسند و آنرا به خدا نسبت میدهند تا کلام خداوند سبحان – قرآن مجید- را تحریف نمایند. اما همینطورکه مکر و حیله زدند، خداوند هم طرحی ریخت و خدا بهترین طراحان است. الله اکبر.