روحانیت و روشنفکری : زبانه های آتش طاغوت

روحانیت، ربا و بانک مرکزی (قسمت اول)

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on نوامبر 7, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

» ای افراد با ايمان، از نافرمانی خدا بترسيد و اگر ايمان داريد باقيمانده ربا را ترك كنيد. اگر اين كار را نكنيد اعلام جنگ به خدا و پيغمبرش داده‌ايد و اگر توبه كرديد، اصل مالتان مال خودتان است. ظلم نميكنيد و به شما هم ظلم نميشود.» – سوره مبارک بقره آیات 278-279

پاشنه آشیل حیات روحانیت «ربا» است. روحانیت محارب است یعنی به خدا و رسول خدا مطابق آیه بالا اعلام جنگ کرده است. هدف روحانیت حکومت بر جامعه از طریق انباشت ثروت بوسیله ابزار ربا و فساد در دین است. برای ریشه کن کردن روحانیت باید «ربا» و برای ریشه کن کردن «ربا» باید روحانیت را منحل نمود. این نکته مهمی است که کمتر متنی به اهمیت آن اشاره کرده است. تنها مرجعی که امروز در دست بشریت موجود است و ضرورت ریشه کن سازی هر دو یعنی «روحانیت» و «ربا» را متذکر شده، قرآن کریم است. در این یادداشت به تعریف آکادمیک (و نه آخوندی) ربا میپردازیم و در یادداشت بعد به بررسی آیات قرآن کریم و ارتباط روحانیت و ربا خواهیم پرداخت:

ربا چیست؟

به زبان ساده در اقتصاد، اگر هر «دو چیزهمجنس» -یعنی هر چه، اعم از پول با پول یا مثلا گندم با گندم- در مقادیر نامساوی مبادله شوند، ربا صورت پذیرفته است. به عبارتی نمیتوان 100 تومان پول را با 120 تومان پول نقد یا حتی قسطی آن مبادله نمود یا نمی توان 2 کیلو برنج را با 3 کیلو برنج نقد و یا قسطی آن مبادله کرد، حتی اگر کیفیت برنجها هم با هم متفاوت باشد. این بدان خاطر است که در اقتصاد، ربا یک شاخص «نامینال» Nominal است، یعنی «کمی» است و نه «کیفی» و به «عدد» میزان مبادله کار دارد نه به کیفیت و یا میزان دوره زمانی بازپرداخت .

آیا میدانید چرا ربا در اقتصاد کمیت عددی است و کیفیت را مدنظر قرار نمیدهد؟ یک دلیل واضح آن است که کیفیت در مقام مقایسه بوجود می آید و یک ادعای کاذب است. به عبارت دیگر برنج اعلاء فقط وقتی اعلاء است که با برنج دیگری مقایسه گردد و همانطور که همه ما میدانیم، معیارهای مقایسه همگی سلیقه ای و فاقد اصالت و معمولا وسیله برتری جوئی و اغراض شخصی بوده اند. به همین خاطر است که ذائقه انسانی در دیدگاه خالق، صلاحیت ارزشگذاری بر نعمت های الهی و مجوز ارزیابی قطعی آنها را ندارد. همین مساله سلیقه، در دیدگاه اقتصاد نیز رسمیت و اصالت ندارد. یعنی شما ممکن است با خود بگویید این سیب از آن سیب بهتر است، اما این فقط نظر شخص شماست و نمی توانید آنرا بر کسی تحمیل نمایید! اگر این کار را انجام دهید مرتکب ظلمی شده اید. حالا متوجه شدید که چرا ربا با کیفیت سروکار ندارد، بلکه یک شاخص صرفا عددی است؟

در اینجا مشخص میشود که از نظر اقتصادی، مبادله 1000 تومان با 1 دلار عین ربا و اتفاقا از روشهای قدیمی استثماری امپراطوران جهان در چپاول ملت ها است. حالا شما بفرمائید آیا باز هم میتوان جاهلانه ادعا کرد که حکومت نباید شاخصهای قرآنی را مورد توجه داشته باشد؟؟! در حالیکه مهمترین دستور اقتصادی قرآن کریم، حکم به حرام بودن و ترک ربا است!؟!؟

پس تورم و مساله زمان چیست؟

به این ترتیب اساسا اهمیتی ندارد که پول را برای چه مدتی وام یا قرض میگیرید، در موعد سررسید باید همان میزانی که وام گرفته اید را برگردانید و هرگونه بازپرداخت مازادی بر آن «ربا» است. ممکن است کسی بگوید که 20 تومان پولی که من قرض میدهم، به دلیل تورم، در موقع سررسید 25 تومان ارزش خواهد داشت؟! در پاسخ به او بگویید که تورم در اقتصاد یک پارامتر کلان است و توسط سیاستهای پولی بانک مرکزی بوجود میآید، نه شخصی که برای قرض گرفتن پول به شما مراجعه میکند. لذا او برای گرفتن باقی 5 تومان سود یا ربائی که طلب مینماید، بهتر است به بانک مرکزی رجوع کند نه شما! چرا شما باید تاوان سیاستهای کلان حکومت را بدهید در حالیکه نقشی در تبیین آن نداشته اید؟؟ این استدلال ساده نشان داد که ربا نه تنها از نظر اقتصادی بلکه از نظر «حقوقی» نیز سراپا اجحاف و ظلم است. (نیز سئوال بزرگی  در مورد مساله «نظام» و ماهیت استثماری آن در همین جا شکل میگیرد که پیگیری  آن را به شما واگذار مینمایم.)

آثار ربا

ربا باعث می شود که ثروت در جامعه در مقیاس عددی به طور ناعادلانه تقسیم شود. ربا باعث تورم است. بهتر بگویم، ربا مادر تورم است. شاید شما از خودتان سئوال کنید که چه ارتباطی بین ربا و تورم ممکن است وجود داشته باشد؟ کلید حل این معما احتمالا تا به حال از دید شما مخفی نگه داشته شده بود:

بانک مرکزی پس از ضرب و چاپ پول (که برپایه پشتوانه هوا صورت می پذیرد!) آنرا با میزان مشخصی ربا به بانکهای تحت پوشش خود وام میدهد! بله درست حدس زدید! به عبارت دیگر، بانک مرکزی از بانکهای تحت پوشش خود نیز ربا میگیرد و این اولین خشت نجسی است که در این دیوار کج پایه گذاری شده است. بانکها نیز این پول را دریافت کرده و موظف میشوند که ظرف دوره های مالی مشخص بازپرداختهائی به بانک مرکزی داشته باشند. لذا آنها نیز برای تامین این بازپرداخت شروع به وام دادن این پول نجس با ربای مضاعف به مشتریان خرد و کلان می نمایند تا نه تنها ربای اولیه آنرا از مشتری که ممکن است یک کشاورز، یک معلم و یا یک بیمارستان باشد بگیرند، بلکه با عواید حاصله از مازاد آن بزرگترین ساختمانهای شهرها را نیز خریداری نمایند!! اما سئوال؟

میدانیم که میزان پول در جامعه توسط بانک مرکزی کنترل میگردد! به عبارت دیگرهمه میدانیم که 1000 تومانی، تا صد سال دیگر هم نمیتواند به خودی خود 500 تومان بزاید!؟ پس چطور باید در موعد سررسید وام یا قرض، 1500 تومان را بازپرداخت؟؟؟ این مازاد پول ربا را چگونه میتوان «جور کرد» و به بانک ها و بعدا به بانک مرکزی برگرداند؟ پاسخ آن است که من و شما باید فقیرها را فقیر تر کنیم و ثروتهایشان را چپاول نماییم تا از مجموع پول حاصله بتوانیم ربای خود را پرداخت نماییم..باید قیمت مرغ و گوشت و کالا و خدماتی را که ارائه میدهیم بالا ببریم یا حتی سر کار اضافه کاری بیشتری انجام دهیم. تنها به این صورت است که میتوان ربای پول درخواستی بانک مرکزی را تامین نمود…چرا که همانطور که گفتیم در این «نظام» میزان پول توسط بانک مرکزی کنترل میگردد و اگر من و شما پولی را چاپ نمائیم تا آنرا به جای ربا پرداخت نمائیم، بلافاصله دستگیر و راهی زندان خواهیم شد!!. پس تنها راه موجود گران کردن کالاها و خدمات، اضافه کاری و چپاول و فریبکاری فردفرد اطرافیانتان است تا از آنها گرفته و به خود اضافه کنیم. آیا متوجه شدید که چگونه به جان هم افتاده ایم؟؟؟ این است سزای دنیوی آن تمدنی که پیام قرآن کریم را نادیده بیانگارد! و عذاب آخرت شدیدتر است.

در یک کلام، در جامعه ای که بانک مرکزی پول ربادار ضرب میکند و از بانکهای تحت پوشش خود نیز ربا میگیرد، همه مردم بردگان و بندگان بانک مرکزی هستند. به همین دلیل است که قرآن کریم رباخوار را «محارب» و دشمن خدا و رسول خدا نامیده است. آیا در جائی از قرآن کریم دیده اید که آزادی بیان محاربه با خدا باشد؟؟ آیا متوجه شدید که چگونه روحانیت نجس، معانی کلمات و مفاهیم را با کثافتی به نام فقه برای فریب افکار عمومی از جا خارج می سازد؟

تنها راه حل

تنها راه حل آن است که بانک مرکزی پول بدون ربا ضرب و منتشر نماید و آن را بدون ربا به بانکهای تحت پوشش خود ارائه کند. بانکها نیز با سود 0.0% آنرا به مشتریان برای پروژه های عمرانی و توسعه کسب و کار وام دهند یعنی  وامی که با سود 0.0% باشد. کاری که در دهه های  50، 60، 70 در کشورهائی نظیر نیوزیلند صورت پذیرفت و باعث شکوفائی بی نظیراقتصادی و اجتماعی آنها گردید.

پس خواننده محترم ان شاءالله متوجه شده است که صحبت از بانکداری اسلامی و اراجیفی به مانند مشارکت و مضاربه و سکوک، مسخره و حقه بازی روحانیت نجس است، تا وقتی که ریشه قضیه- یعنی بانک مرکزی- پول ربا دار در جامعه تزریق میکند. (ادامه دارد)

الله اکبر، لا اله الا الله

Advertisements