روحانیت و روشنفکری : زبانه های آتش طاغوت

چرا نبی مکرم عیسی (ع) فاریسیان را نفرین کرد؟ (بخش دوم)

Posted in آیات و دلایل عهد جدید by wakeupiran on دسامبر 4, 2009

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

» بگو هر كسی غير از خدا را كه فكر ميکنيد به كمك بخوانيد آنها توانائی اينکه ضرر را از شما برگردانند يا تغير دهند ندارند.» سوره اسراء آیه 56

در بخش اول با استناد به دایره المعارف های یهود به معرفی مختصر گروهی از یهودیان به نام «فاریسیان» پرداختم و همانطور که وعده داده بودم در این بخش به ارائه افشاگریهای عهد جدید از زبان نبی مکرم عیسی (ع) و آیات تکان دهنده قرآن کریم در برائت از روحانیت و رهبانیت من در آوردی فاریسی خواهم پرداخت. لذا در این نوشته بدون مقدمه و توضیحات اضافی توجه شما را به منتخبی از بخش 23 کتاب ماتیو Matthew ازعهد جدید که از زبان نبی مکرم عیسی (ع) خطاب به علمای فاریسی است جلب میکنم:

«…فاریسیان احکام دینی را همچون بار سنگینی به دوش شما میگذارند، اما خودشان حاضر نیستند به اندازه ذره ای آنرا بجا بیاورند. هر کاری میکنند برای تظاهر است. دعاها و آیه هائی را مینویسند و به بازو می بندند و رداهایشان را درازتر میدوزند که جلب توجه کنند تا به این ترتیب مردم آنها را دیندار بدانند. چقدر دوست دارند که در میهمانیها و عبادتگاهها همیشه در صدر مجلس باشند. چه لذتی میبرنند که مردم در هر کوی ایشان را تکریم و تعظیم کنند و به آنها «استاد روحانی»بگویند. اما شما چنین القابی را نپذیرید چون شما یک «ولی» دارید (آنهم خداست) و همه شما با هم برادرید…

… وای به حال شما ای علمای دینی و فاریسیان! چقدر ریاکارید! نه میگذارید دیگران به ملکوت خداوند وارد شوند و نه خود وارد میشوید. نماز خود را عمداً طولانی میکنید تا مردم شما را دیندار بدانند، ولی دور از چشم دیگران اموال بیوه زنان بیچاره را میخورید. ای دوروها! وای به حال شما! همه جا را زیر پا میگذارید تا مریدی پیدا کنید و وقتی موفق شدید او را دو برابر بدتر از خودتان لایق جهنم میکنید…

…ای عصا کش های کور که پشه را از صافی میگذرانید ولی شتر را می بلعید! وای به حال شما ای علمای دینی و فاریسیان ریاکار!  …شما مانند قبرهای سفید شده ای هستید که ظاهری زیبا دارند اما داخل آنها پر از کثافات و استخوانهای مردگان است. شما میکوشید خود را دیندار جلوه دهید ولی در زیر آن عبای مقدستان، دلهائی دارید پر از گناه و ریاکاری..

… وای به حال شما ای علمای دینی و فاریسیان ریاکار! شما برای پیامبران که اجدادتان کشتند با دست خود مقبره و ضریح تزئین شده می سازید و میگویید اگر ما به جای پدرانمان بودیم پیامبران را نمیکشتیم! با این گفته به زبان خود اعلام میکنید که فرزندان قاتلان انبیاء هستید. شما قدم به قدم از آنها پیروی میکنید! شما در اعمال بد از ایشان پیشی گرفته اید. ای مارهای خوش خط و خال چگونه میتوانید از مجازات جهنم جان سالم بدر ببرید!؟…»

عبارات فوق برگزیده ای از بخش 23 کتاب ماتیو Matthew ازعهد جدید بود. تا به اینجا امید است که خواننده محترم به تقارن از کلام کتاب مفدس به ماهیت و نوع آن سرطانی که اصل و پیدایش آن از یهودیت فاریسی است و سپس جوامع اسلامی و مخصوصا سرزمین فارس را نیز فراگرفت پی برده باشد. حال توجه خواننده محترم را تنها به بخشی ازآیات افشاگرانه کلام الله، سبحانه و تعالی، در همین زمینه و از قرآن کریم جلب مینمایم:

«…دانشمندان دينی و زاهدان تارك دنيای خود و همينطور پيغمبرشان مسيح ‌ابن ‌مريم را صاحب اختيار خود گرفتند. در صورتيكه به آنها دستور داده شده بود كه فقط معبود واحد (خدا) را بندگی كنند. معبودی غير از خدا وجود ندارد. او بالاتر از اين چيزهائيست كه شريك او ميسازند….

… ميخواهند نور خدا را با حرفهای خود خاموش كنند، در صورتيكه خدا چيزی غير از اين نميخواهد كه نورش را كامل كند، هر چند كه افراد بی‌ايمان خوششان نيايد. خدا وجودی است كه رسولش را با راهنمائی و دين حق فرستاد  تا او را از تمام دين آگاه سازد هر چند كه افراد مشرك خوششان نيايد. ای افراد باايمان، عده زيادی از دانشمندان دينی و زاهدان تارك دنيا مال مردم را بناحق ميخورند و مردم را از راه خدا باز ميدارند. كسانی را كه طلا و نقره را روی هم ميگذارند و در راه خدا خرج نميكنند، به عذاب پر دردی بشارت بده. روزی كه آن طلا و نقره را در جهنم ميگذارند و با آن پيشانی و پهلو و پشت آنها را داغ ميكنند و به آنها ميگويند اين چيزی است كه برای خود اندوختيد، نتيجه طلا و نقره‌ای كه گنج ساختيد، بچشيد. » –سوره توبه

« آيا نميدانند كه خدا آنچه را پنهان می‌كنند و آنچه را آشكار می ‌كنند ميداند؟ عده‌ای از آنها بي سوادند و از كتاب الهی چيزی جز تصورات و آرزوهای خود نميدانند و فقط گمان ميكنند.  پس وای بر كسانی كه با دست خود كتاب می ‌نويسند و می ‌گويند اينها از جانب خدا است برای آنكه آنرا به بهای ناچيزی بفروشند. پس وای بر آنها به سبب چيزهايی كه با دستشان نوشتند و وای بر آنها از آنچه بدست می ‌آورند» – سوره بقره

خواننده محترم به این نکته توجه داشته باشد که تعداد آیات قرآن کریم که بطور مستقیم و غیر مستقیم روحانیت و رهبانیت من در آوردی و همچنین همه کسانی را که بعنوان «متخصصین دینی» از قول خداوند دروغ سر هم میکنند و به خداوند افترا میزنند را مورد خطاب قرار داده است، تقریبا بیشمار است و نمیتوان همه آنها را نه در یک نوشته بلکه در چندین مقاله هم مطرح نمود. فی الواقع غرض از تاسیس این وبلاگ هم، همین بوده است که ان شاءالله به مرور زمان توجه ویژه خوانندگان محترم را به اینچنین هشدارها و دستورات قرآن کریم جلب نماید. باشد که با استعانت از کلام الله مجید؛ این آفت و سرطان بشر ساختهء «متخصصین دینی»  از جوامعی که پیرو ادیان ابراهیمی هستند، علی الخصوص کشورهای اسلامی و بویژه ایران رخت بربندد، ان شاءالله.

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

» ما در اين قرآن حقيقت را بصورت‌های گوناگون بيان كرديم تا متوجه شوند ولی فقط بر نفرت آنها ميافزايد. » – سوره اسراء آیه 41

الله اکبر، لا اله الا الله.

Advertisements

8 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. bahmanhk said, on دسامبر 5, 2009 at 3:24 ب.ظ.

    سلام خسته نباشی دوست عزیز
    با تبالدل لینک موافقم درصورت توافق منو به اسم پاتوق جوان ایرانی لینک بده و بهم خبر بده با چه اسمی شما را لینک کنم
    موفق باشید

  2. پژمان said, on دسامبر 8, 2009 at 7:49 ق.ظ.

    درود،
    در پاسخ به درخواست شما به این تارگاه آمده ام تا سخنان خود را بدون بریده شدن بیان نمایم. از آن جا که نمی خواهم دوباره از سر آغاز کنم، در پاسخ به شما که نبریده گر کرده بودید و از ده فرمان گفته بودید، من هم ده فرمان موسی را برایتان می نویسم:

    ۱- من خداوند خالق تو هستم که تو را از اسارت و بندگی مصر آزاد ساختم.
    ۲- تو را معبود دیگری جز من نباشد. هیچ تصویری از آنچه در آسمان و یا بر روی زمین و یا در آب است، نساز و آنها را پرستش ننما.
    ۳- نام خدای خالقت را بیهوده بر زبان نیاور.
    ۴- روز شنبه را به یاد داشته باش تا آن را مقدس بداری.
    ۵- پدر و مادرت را احترام بگذار.
    ۶- قتل نکن و به مردم ظلم نکن. کودکان را نکشید.
    ۷- زنا نکن.
    ۸- دزدی نکن.
    ۹- در مورد همنوعت شهادت دروغ نده.
    ۱۰- چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش.
    (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%87_%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86)
    بفرمایید بگویید که کجای این فرمان ها با احکام بگیر و ببند و ببر و بکش قرآن شما یکی است که شما من را به خواندن این ده فرمان سفارش کردید؟ می گوید دزدی نکن. بسیار خوب. اما آیا مانند قرآن می گوید: «[5:38] والسارق والسارقه فاقطعوا ایدیهما جزاء بما کسبا نکلا من الله والله عزیز حکیم…» شگفتا که معنای رحمان و رحیم را هم دریافتیم!
    می گوید زنا نکن. دست مریزاد. ما هم همین را می گوییم. اما آیا شده است که، به گواهی احادیث خود شما، همانند محمد تازی دستور کشته شدن چندین انسان را با شیوۀ ددمنشانۀ سنگسار داده باشد؟ این ها احادیث معتبر کتاب های خود شما هستند.
    «عبدالله ابن بریده از پدرش روایت کرده که من نزد پیامبر نشسته بودم؛ یک زن از قبیلۀ بنی‌غامد آمد و گفت: یا نبی الله من زنا کرده‌ام و ازتو میخواهم که تطهیرم کنی. پیامبر به‌او گفت: به‌خانه‌ات برگرد. روز دیگر باز آمد و نزد او به‌زنا اعتراف کرده گفت: یا رسول الله من زنا کرده‌ام و میخواهم که تطهیرم کنی. پیامبر به‌او گفت: به‌خانه‌ات برگرد. چون روز دیگر شد باز هم آمد و نزد او به‌زنا اعتراف کرده گفت: یا نبی الله مرا تطهیر کن. شاید میخواهی همانگونه که ماعز ابن مالک را دست به‌سر کردی مرا دست به‌سر کنی. به‌خدا سوگند که من حامله‌ام. پیامبر به‌او گفت برگرد تا وقتی که بچه‌ات را بزایی. چون زایید پسربچه را درآغوش گرفته آمد و گفت: یا نبی الله آنک زاییده‌ام. گفت: برو به‌او شیر بده تا اورا از شیر برگیری. چون اورا از شیر برگرفت پسربچه را در حالی که پاره‌نانی دردست داشت به‌نزد پیامبر برد و گفت: یا نبی الله آنک اورا از شیر گرفته‌ام. پس پیامبر آن پسربچه را بۀکی از مسلمانان سپرد و دستور داد تا گودالی برای زن کندند و اورا تا سینه در گودال ایستاندند، و به‌مردم دستور داد تا اورا سنگسار کردند». [منتظم ابن الجوزی: 3 / 374]
    مورد دوم که مربوط به‌مردی از قبیلۀ بدوی بنی‌اسلم بوده اینگونه نوشته‌اند:
    «از ابوسعید [خدری] روایت شده که مردی از اسلم به‌نام ماعز ابن مالک به‌نزد پیامبر آمد و گفت: مرتکب فحشاء شده‌ام؛ مرا کیفر بده. پیامبر چندین‌بار اورا بیرون کرد. سپس از قومش جویا شد. گفتند: فکر نمیکنیم که او چیزیش باشد، ولی کاری کرده است و می‌بیند که جز با کیفردیدن ازآن بیرون نخواهد شد. بازهم به‌نزد پیامبر برگشت. پس به‌ما فرمود که سنگسارش کنیم. اورا به بقیع فَرقَد بردیم. نه دستش را بستیم و نه برایش گودال کندیم. استخوان و کلوخ و خُرده سفال به‌او افکندیم. پا به‌گریز نهاد و به‌دنبالش دودییم، تا به‌کنارۀ حَرّه رسید و ایستاد. با سنگریزه‌های حره به‌او سنگ پراندیم، تا خاموش شد». [صحیح مسلم: حدیث 1694]
    و درحدیث دیگری از روایت «بریده» چنین نوشته‌اند:
    «ماعز ابن مالک به‌نزد پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر کن. گفت: تورا چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و به درگاهش توبه کن. او رفت و باز برگشت و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر کن. پیامبر گفت: تورا چه شده است! برگرد و از الله آمرزش بطلب و به‌درگاهش توبه کن». باز رفت و باز برگشت و گفت: یا رسول الله مرا تطهیر کن. باز هم پیامبر مثل دفعۀ قبل به‌او گفت. چهارمین‌بار که آمد و همان حرف را تکرار کرد، پیامبر گفت: برای چه تورا تطهیر کنم؟. گفت: برای زنا. پیامبر پرسید: آیا دیوانگی دارد؟. به‌او پاسخ دادند که دیوانگی ندارد. پرسید: آیا خمر ننوشیده است؟ مردی برخاست و دهانش را بویید، و بوی خمر ازاو نَشَمید. رسول الله گفت: آیا زنا کرده‌ای؟ گفت: آری. پس فرمود اورا سنگسار کردند». [صحیح مسلم: حدیث 1695]
    http://www.irantarikh.com/archive/halq_awiz.htm
    خمیده که نمی توان شترسواری کرد! شما یا مسلمان و پیرو خدای اسلام هستید، و یا نامسلمانید و پیرو خدایی دیگر، و یا شاید بی خدا. اما نمی توانید هم زمان هم بی خدا باشید و هم مسلمان. نمی توانید هم ادعا کنید که مسلمان هستید و هم منکر وجود این فرمان های دیوانه وار در اسلام باشید. در گفت و گوی پیشین در تارنمای «یو تیوب» نوشتم که تفاوت مسلمانان با پیروان دیگر ادیان در این است که اگر پیروان مسیح و موسی و زرتشت و بودا چنین و چنان کنند، آنها برخلاف فرمان رهبر و پیامبر خود رفتار کرده اند. در حالی که اگر مسلمانی دست به کشتن یک غیرمسلمان بزند، درست همان کاری را کرده است که در قرآن به آن فرمان داده شده است و پیامبر کرد. در قرآن آمده است: «قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ» سورۀ توبه، آیۀ 29
    این هم برگردان آن به پارسی، هرچند گمان می برم که زبان تازی را خوب بدانید: «با کسانى از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمى آورند، و آنچه را خدا و فرستاده اش حرام گردانیده اند حرام نمى دارند و متدین به دین حق نمى گردند، کارزار کنید، تا با [کمال] خوارى به دست خود جزیه دهند.»
    این پایه و بنیاد اندیشۀ اسلام است. بزن و بگیر و ببند. دیدیم که محمد با بنی قریظه چه کرد. کاری که او 1400 سال پیش کرد، هنوز که هنوز است در یاد بسیاری از یهودیان مانده است. برخی از اندیشمندان کشتار بنی قریظه و جنایت های دیگری که یاران محمد در حق پیروان موسی کردند را سرچشمۀ کینۀ مسلمانان و یهودیان برمی شمارند.
    بیهوده نیست که احمدی نژادها و خامنه ای ها رأفت اسلامی را با شکنجه و چوب و چماق به مردم عرضه می کنند. آنها تنها به فرمان دین خود عمل می کنند. در پایان سخنرانی خمینی آژیدهاک در شوم روز زایش محمد تازی در سال 1360 را برای شما می آورم تا بلکه از زبان یکی از کهنه آخوندهای خودتان به بنیاد و پایۀ اسلام پی ببرید:
    «یوم الله واقعی روزی است که امیرالمومنین علیه السلام شمشیرش را کشید و خوارج را از اول تا به آخر درو کرد و تمامشان را کشت. ایام الله روزهایی است که خداوند تبارک و تعالی یک زلزله ای را وارد میکند، یک سیلی را وارد می کند، یکی طوفانی را وارد می کند، به این مردم شلاق میزند که آدم بشوید. امیرالمومنین اگر بنا بود مسامحه بکند شمشیر نمی کشید تا هفتصد نفر را یک دفعه بکشد. در حبسهای ما هم بیشتر این اشخاص که هستند مفسدند. اگر ما آنها را نکشیم هر یکی شان که بیرون بروند آدم می کشند. آدم نمیشود اینها …. شما آقایان علما، چرا فقط سراغ احکام نماز و روزه می روید، چرا هی آیات رحمت را در قرآن می خوانید و آیات قتال را نمی خوانید، قرآن میگوید بکشید، بزنید، حبس کنید، چرا شما فقط همان طرفش را گرفته اید که صحبت از رحمت می کنید، رحمت مخالفت با خداست …… محراب یعنی مکان حرب، یعنی مکان جنگ، از محرابها باید جنگ پیدا شود، چنان که بیشتر جنگهای اسلام از محرابها پیدا می شد…. پیغمبر شمشیر دارد تا آدم بکشد. ائمه ما علیهم السلام، همگی چندی نظامی بودند. همگی جنگی بودند. شمشیر می کشیدند، آدم میکشتند…. ما خلیفه می خواهیم که دست ببرد، حد بزند، رجم کند. همانطور که رسول الله صلی الله علیه دست می برید، حد میزد، رجم میکرد. و همانطور که یهود بنی قریظه را چون جماعتی ناراضی بودند قتل عام کرد. اگر رسول الله فرمان داد که فلان محل را بگیرید، فلان خانه را آتش بزنید، فلان طایفه را از بین ببرید، حکم به عدل فرموده است …… زندگی بشر را باید به قصاص تامین کرد، زیرا حیات توده زیر این قتل قصاصی خوابیده است. باچند سال زندان کار درست نمیشود. این عواطف کودکانه را کنار بگذارید…….»
    چند نمونۀ دیگر می خواهید تا باور کنید که اسلام را با صد من سرخاب و سپیداب و سرمه و پیرایه و آرایه نمی توان آیینی انسانی، خدایی، جهانی، و مهرورز دانست؟ این چه آیینی است که پیامبر 48 سالۀ آن در وسوسۀ همخوابگی با دخترکی 5 ساله آن قدر بی تاب می شود که قول آن دخترک بیچاره را از پدر بی همه چیزش می گیرد؟ این چه مرامی است که پیامبر آن خود از هرچه نه بدترش آیه در می کند و زنان خود را مادران مسلمانان می خواند تا مبادا پس از مردن کسی با یکی از آنها بخوابد؟! اندیشۀ خود را فراروی خود قرار دهید. اسلام دین نیست. ابزاری است اهریمنی برای آن که شما را به بردگی خود درآورد.
    تا سخنی دیگر، بدرود…

    • wakeupiran said, on دسامبر 8, 2009 at 3:06 ب.ظ.

      با سلام،

      نمیدانم که قبل از پست تان، فرصت کردید که نوشته های من در این وبلاگ را بخوانید یا خیر. اما حدسم آن است که نخوانده اید. حالا این چه دخلی به پاسخ شما دارد؟ عرض میکنم:

      حرف این وبلاگ این است که به اصطلاحاً معتقدان و غیر معتقدان به اسلام،  این پیام را برساند که دین نزد خدا اسلام است و برای انسان مسلمان *تنها* منبع شناخت و تمرین اسلام فقط قرآن کریم است و بس. بعبارت دیگر برای آنکه خلاصه کرده باشم این را بگویم که خطی حدیث قابل استناد نیست و مطابق نص صریح قرآن کریم هر کس به خطی حرف، بغیر از قرآن پناه ببرد، مشرک میگردد! و باز هم برای اینکه برای شما توضیح مخصوص داده باشم اینکه، طبق حکم خداوند در قرآن کریم، انسان مشرک نجس است! شاید یکی از دلایل این حکم همان «یک بام و چند هوائی» انسان مشرک است که در تمام زندگی حیران دست نوشته های اربابان متعددی است و نه پیرو کلام الله قرآن کریم! پس متاسفانه به اطلاعتان میرسانم که برای خطی از احادیث و روایاتتان و تاریخ نوشته هائی که به آنها رجوع کردید، به اندازه پشیزی در این گفتمان ارزشی قائل نیستم و همه را به زباله دانی تاریخ حواله میدهم و توصیه میکنم شما هم وقت خودتان را روی آنها تلف نکنید (همانطور که قبلا در نوشته های این وبلاگ هم مفصل بیان کرده ام.) حال ممکن است که با بی اعتبار شدن انباره ای از این دست نوشته ها که به درازای تاریخ و دروغسرائی هایش است، جنابعالی هم قدری دلخور شده باشید، چرا که بخش عظیمی از دلایلتان از سندیت افتاد !! اما خدمتتان عرض کنم که شما تنها نیستید، آن شیعیان و سنیان و وهابی ها و غیره که روزگارشان با حدیث و روایات میگذرد نه قرآن کریم، از شما بیشتر عصبانی اند باور کنید و با کامنت هائی که نمی شود آنها را نصب کرد من را مورد محبت خود قرار میدهند!! اما برگردیم به آن بخش از ادله های شما که از آیات قرآن کریم است:

      1- جهت اطلاع سنگسار مطلقاً حکم قرآنی نیست. فقط در احادیث و روایات دست نوشته شده آمده است. عرض کردم که قبلا، احادیث و روایات را به سطل زباله حواله دهید. ( آیا میدانید مجازات سنگسار، مجازاتی بوده که از یهودیت انحرافی به احادیث و روایات ساختگی رسوخ کرده؟!! )

      2- در مورد سارق، همیشه یادتان باشد، چه در مطالعه قرآن کریم چه کتابی دیگر حداقل چند آیه و یا چند جمله پس و پیش آن موضوع را هم بخوانید شاید آن موضوع هنوز ادامه داشته باشد !! جوابتان را آقای حسن زمان زاده از کالیفرنیا در سایتشان http://www.eholyquran.com به این صورت داده است:

      لطفا آيه بعدی 5:39 را هم بخوانيد که خداوند ميفرمايد » كسی كه بعد از ظلمش توبه كرد و كار خود را اصلاح نمود، ( مال را به صاحبش برگرداند) خدا توبه او را می‌پذيرد. چون خدا آمرزنده مهربان است.» يعنی ما هم بايد آنها را ببخشيم و دستی بريده نشود. در ضمن، تمام دستورات خداوند بايد اجرا شود. دادن خمس و زکات و کمک به افراد درمانده در اين مورد نقش موثری خواهد داشت (فقر را از بین میبرد). لطفا در اين مورد فکر کنيد. اگر به آمار قتل هايی كه در حين دزدی صورت ميگيرد نگاه كنيد متوجه ارزش اين حکم ميشويد. امروزه از دزدان در زندان پذيرايی كامل ميشود و خرج نگهداری آنان را بايد ملت با مالياتی كه ميپردازد تامين كند . زندان امروزه دانشگاه تربيت جنايتكاران است .

      آقای پژمان، کسانی مثل جنابعالی وقتی این آیۀ 29 سورۀ توبه را بهانه برای خشن نشان دادن اسلام میکنند، در برابر کل سوره کافرون و مخصوصا آیه پایانی آن که خطاب به کافران میفرماید: «دين شما مال شما و دين من مال من.» دچار سردرگمی میشوند و میگویند این چطور اسلامی است که یک جا دستور جهاد با کافران را داده و جای دیگر دستور مسالمت را؟ جواب بسیار ساده است، اسلام دین توسری خوردن نیست! و تا جائی کافران را میپذیرد که آنها دست به شمشیر بر علیه مسلمانان نبرند و پیمانشکنی نکنند. و جالب است که باز اگر شما از اول سوره توبه مطالعه میکردید این سوء برداشت برایتان بوجود نمیآمد. ملاحظه کنید:

      » آيا با افرادی كه عهد شان را شكستند و تصميم به اخراج پيغمبر گرفتند و اولين بار آنها جنگ را با شما شروع كردند نميجنگيد؟ آيا از آنها ميترسيد؟! اگر افراد باايمانی باشيد سزاوار است از خدا بترسيد. » (سوره توبه، آیه 13)

      آقای پژمان، نه فقط هر مسلمانی، بلکه هر انسان با شرفی تکلیف خود میداند که در هنگام جنگ و هجوم بیگانگان از خود و خانواده اش دفاع کند و پاسخی قاطع را به مهاجم بدهد. شما به این شرف میگویید خشونت؟؟؟؟؟

      3- متاسفانه همانطور که قبلا هم گفتم بقیه چیزهائی را که نوشته بودید، از احادیث و روایات است که با استانداردهای قرآن کریم، فقط باید آن نوشته ها را در آتش سوزاند.

      پس پیشنهاد میکنم لطفاً در ابتدا، یک بار بدون پیشداوری و با دقت به مطالعه قرآن کریم بپردازید، بعد اگر مساله ای بود با چند نفر مطرح کنید، ان شاءالله اگر خداوند بخواهد سوء تفاهم هایتان بر طرف میگردد. وقت خودتان را هم پای منبر و کتاب حدیث و روایت و تاریخ ایکس و وای و غیره تلف نکنید که بغیر از قرآن کریم راهی برای سعادت اخروی و دنیوی نیست.

      والسلام.

  3. دانشجو said, on دسامبر 10, 2009 at 5:11 ق.ظ.

    عرض سلام و ادب خدمت شما دوست گرامي:
    متشكرم از اينكه از وبلاگ ما بازديد نموده و با نظر سازنده خود آگاهم كرديد….
    اگر اجازه دهيد لينك وبلاگ شما در وبلاگم قرار دهم…..
    با تشكر،
    «شاد باشيد و سربلند»

    • wakeupiran said, on دسامبر 10, 2009 at 5:22 ق.ظ.

      علیکم السلام، لطف دارید. در پناه حق باشید ان شاءالله.

  4. ابوعمار said, on دسامبر 12, 2009 at 4:31 ق.ظ.

    سلام مطالب زیبایی بود. باز هم اگر مطلب سودمندی دیدید معرفی نمایید. ممنون و متشکر از نظرتان .

  5. برف سفید said, on دسامبر 15, 2009 at 11:50 ق.ظ.

    چقدر با حرفهایی که می زنید حس خدا پرستی می کنید ؟
    حاضرم مناظره کنم.
    کجای وبلاگ من حرفی از شرک و کفر زده بود .
    راجع به روحانیون امام وغیره هم مستندا حاضر به بحث هستم البته ضیق وقت دارم اما به هرحال هر شبهه ای باشه پاسخی از همان قران برای شما دارم .
    خدا نگهدار

    • wakeupiran said, on دسامبر 15, 2009 at 2:29 ب.ظ.

      » و وقتی در قرآن خدا را به تنهائی یاد کنی؛ با نفرت رو بر میگردانند » اسراء 46

      موافق مناظره هستم. البته به شرطی که مکاتبات و حاصل بحث را در نهایت در هر دو وبلاگ منتشر کنیم. همه ضیق وقت داریم. بسم الله…


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: