روحانیت و روشنفکری : زبانه های آتش طاغوت

روحانیت فقط نجس نیست، ذلیل هم هست!

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on اکتبر 8, 2009

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

” روزی كه همه آنها را جمع ميكنيم و به مشركين ميگوئيم كه شما و شريكانی كه برای خدا ميگرفتيد سر جای خود بايستيد و بين آنها جدائی مياندازيم. شريكهايی كه برای خدا ساخته بودند ميگويند شما ما را بندگی نميكرديد. خدا برای شهادت بين ما و شما كافی است ما اصلا اطلاعی از عبادت شما نداشتيم. اينجاست كه هر كسی از كارهائی كه قبلا كرده آگاه ميشود و پيش خدا مولای حقيقی خودشان برگردانده ميشوند و تمام شريكانی كه برای خدا ميبافتند گم ميشوند. “ سوره یونس آیات 28-30

در اینکه کلام مبارک آیه فوق با بیانی بطورغیر منتظره گویا و افشاگرانه خبر ازبی ثمر بودن کار کسانی میدهد که اطاعت و عبادت به درگاه غیر خدا برده اند،هیچ تردیدی نیست. اما با استناد به همین آیه جلیل، رذالت روحانیت مشرک، رهبانیت من درآوردی و حتی روشنفکری پر ازخیانتی که بطور هماهنگ در طول تاریخ، فساد و سمپاشی اذهان را به عهده داشته اند ، از این نظر در خور توجه میگردد که اینان سعی در اعتلای نامی «بغیر از کلمه مبارک الله» را جزو «اهداف عالیه» جوامعشان در آورده اند!! به زبان ساده، علیرغم کلام خداوند آسمانها و زمین در آیات متعدد قرآن کریم مانند آیه 18 سوره یونس که فرموده اند غير از خدا چيزی را بندگی ميكنند كه ضرری به آنها نميزند و نفعی به آنها نميرساند و ميگويند اينها شفيعان ما پيش خدا هستند، کار را تا آنجا پیش برده اند که حتی حفظ نظامشان به گفته موسوی خمینی، تا هنگام ظهور یکی از همین شفیعان باطل و بواسطه همین مجموعه شفیعان باطل، جزو اوجب واجبات – هم – قرار میگیرد!!!!! حال شما خود قضاوت کنید که عمق حقه بازی این روحانیت مشرک و نجس درعین تلاشهای چند صد ساله ایشان چقدر کم و بی مایه و ناچیز میشود وقتی تنها دو آیه از آیات کلام الله مجید این چنین بساطشان را به زباله دانی تاریخ حواله میدهد. این مشرکین به مردم از قول خداوند دروغ میگویند، اما پس از اندی خودشان دروغهای خود را باور میکنند ! و بر اساس همان دروغهای خودشان و با کمک کفار حکومت تاسیس میکنند و چند صباحی را با همین دروغها- ذلیلانه- میگذرانند، اما خداوند صاحب عرش عظیم طرحی برایشان ریخته است و خداوند بهترین طراحان است.

الله اکبر . لا اله الا الله .


Advertisements

16 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. ر ی ا ض ی د ا ن جوان said, on نوامبر 15, 2009 at 3:06 ب.ظ.

    با سلام
    از نظرتون در مورد مطلب ارسالی در «اثر پروانه ای» متشکرم.
    بدون شک قرآن نسخه کامل هدایت و سعادت بشریست؛ اگر قلبا و عملا باور شود.
    در پناه خدا

  2. رامیم said, on نوامبر 21, 2009 at 9:48 ب.ظ.

    درود
    من چندبار ترجمه آیات شریفی را که نوشته بودید، خواندم؛ ولی هیچ ارتباطی بین آن آیات با عنوان و متن مطلبتان نیافتم.
    چه کسی روحانیان عزیز را شریک خدا می داند؟
    یا کدام شیعه ای یک روحانی را شفیع خود می پندارد؟
    تفکرات شما کاملا وهابی گونه است و کمتر تردیدی دارم به اینکه شما وهابی هستید…
    درباره این آیه چه می گویید؟:
    وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ
    و پيش از تو [نيز] جز مردانى را كه به آنان وحى مى ‏كرديم گسيل نداشتيم اگر نمی دانید، از اهل ذکر (دانایان علم قرآن) بپرسید (سوره الانبیاء – آیه ۷)
    مگر نه اینکه روحانیون همان «دانایان علم قرآن» هستند که سالهای عمرشان را بر روی پژوهشهای قرآنی گذاشته اند؟
    ظاهرا شما از اندیشه های شیعه دور و بی اطلاع هستید…
    امیدوارم همه ما روزی مسلمان واقعی شویم؛ بدرود/.

    • wakeupiran said, on نوامبر 22, 2009 at 5:25 ق.ظ.

      سلام،

      ببینید، عملکرد روحانیت، از زمان موسای نبی در عرصه تاریخ، این بوده که اسطوره ها را از پیامبران و کاراکتر های تاریخی به دروغ و حیله می سازد، به مردم میخوراند و مردم را مصرف کنندهء همان دروغ ها میکند، سپس شروع به هجومی اجتماعی و اقتصادی بر پایه همین مصرف کنندگی میکند! چه را که مصرف کننده دیگر «بنده » حرف آنهاست ! ! بعبارتی بنده در نوشته هائی که در ذیل آیات نوشته ام، در وهله اول توجه شما را به آن کسانی جلب کرده ام که روحانیت برای شما بت کرده – یعنی آن کسانی که شما به ایشان لقب ائمه و معصوم و غیره میدهید- و سپس به مکر و حیله روحانیت رذل. تعجب میکنم شما متوجه ارتباط نشدید !!

      مگر شیعه بغیر از آن است که از صحابه پیامبر (مانند علی) حاجت میخواهد، دخیل میبندد، به زیارت قبور میرود و بر سر و صورت خود میکوبد و عزا داری میکند که «لو لا علی لهلک …» ؟ { جالب است که بعد همین شیعه مسیحیتی که صلیب را میبوسد، لعن و نفرین میکند!! } من از شما مردانه یک سئوال دارم: دلایلتان برای این همه چیست؟ و وقتی میگویم دلیل منظور ادله از قرآن کریم است لطفا مرا به بشکه ای از احادیث و روایات منسوب و منتسب و منقول و غیره که در زیر زمین ساخته شده حواله ندهید، که احساس میکنم به قرآن اهانت کرده اید. واقعا اگر از شما همین احادیث و روایاتتان را بگیرند شما ها چه میخواهید بکنید؟؟ یا کار را به جائی رسانده اید که برای آیات خدا تفسیر مینویسید، پرانتز میگذارید و اینطور میشود که در همان آیه ای که شما آنرا در آن بالا نوشته اید حتی پیامبر خدا را به دانایان علم قرآن حواله کرده اید !!! واقعا که !!!!!

      جناب رامیم، کتاب الله نیاز به مفسر ندارد، چطور به یک نویسنده ده ها جایزه میدهند! که کتابی نوشته که سقیم ترین مطالب را به سادگی برای همگان بیان میکند، اما کسانی مثل شما کلام الله را آنچنان ناتوان تصور میکنند که اول میگویند باید برای آن مفسر و «دانایان» آورد تا آنرا متوجه شد. این اهانت به قرآن نیست؟؟ این اهانت به الله عزوجل نیست که میگویید نتوانسته با هر مخاطبی ارتباط برقرار کند؟؟ راستی آیا متوجه شده اید که همین سوء تفاهم شما در برداشت آیه فوق بخاطر همان پرانتز آمده است !!! پرانتزی که فردی آنرا در وسط آن ترجمه *کاشته* است ؟؟!!

      بنده نه شیعه هستم، نه سنی، نه وهابی، نه شافعی و نه غیره و ذالک و با یقین، بودن هر کدام از اینها را مساوی هلاکت میدانم. شما هم میتوانید من را دایناسور خطاب کنید اگر خوشتان میآید برای من اصلا مهم نیست. مهم آن است که از روزی بترسید که از علی و حسن وحسین و رضا و ایکس و وای و زد حساب سختی کشیده میشود و وقتی نوبت به شما میرسد «آن شفیعانی که میپنداشتید گم میشوند» . دیگر در آنجا روحانیتی نیست که از او استفتا کنید!! و حرام خدا را به دلخواه آنان حلال و حلال خدا را حرام کنید. امیدوارم حالا قدری ارتباط موضوعات را درک کرده باشید.

      • رامیم said, on دسامبر 24, 2009 at 7:39 ب.ظ.

        درود دوباره
        من یک بچه مسلمان و معتقد به ائمه معصومین (ع) هستم و تا این لحظه حتی یکبار نشنیده ام که ائمه معصومین (ع) را کسی در حد خدا بداند!!!
        ما آنان را مصداق آیات زیادی از قرآن می دانیم، از جمله آیه 55 سوره مائده که می فرماید:
        إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
        ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده ‏اند همان كسانى كه نماز برپا مى ‏دارند و در حال ركوع زكات مى ‏دهند
        اگر دوست دارید منظور از «کسانی که… در حال رکوع زکات می دهند» را بدانید بهتر است رجوع کنید به «تفسير طبري , ج 6, ص 186; احكام القرآن (تفسير جصاص ), ج 2, ص 542; تفسير بيضاوي , ج 1, ص 345; الدرالمنثور, ج 2, ص 292» (منابع شیعه و سنی).
        ما شیعیان این بزرگواران را الگوهای خود می دانیم تا به بصیرت برسیم و همانا بصیرت بزرگترین تفاوت شیعه با دیگر مذاهب اسلامی است:
        قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ
        به راستى رهنمودهايى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر كه به ديده بصيرت بنگرد به سود خود او و هر كس از سر بصيرت ننگرد به زيان خود اوست و من بر شما نگهبان نيستم (الانعام / ۱۰۴)
        پس عده ای از ما عمر خود را بر روی تحلیل آیات الهی می گذارند و بقیه از آن عده به عنوان «معلم» استفاده می برند، به سان فردی که پزشکی می خواند و مردم برای بهبود دردشان به او رجوع می کنند.
        کما اینکه خدایمان نیز به وضوح فرموده است:
        كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ
        از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ ترسند آرى خدا ارجمند آمرزنده است (فاطر / ۲۸)
        و چه زیبا همه مارا به فراگیری علم الهی فرا می خواند:
        بِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ
        علماى دين باشيد (آل عمران / ۷۹)
        برادر گرامی!
        اشتباه به عرضتان رسانده اند!
        ما هرگز به امام علی (ع) دخیل نمی بندیم و از او حاجت نمی خواهیم.
        بلکه ایشان و بقیه امامانمان را، به فرموده خدایمان و به واسطه قرب الهی شان، وسیله شفاعت قرار می دهیم:
        لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا
        اختيار شفاعت ندارند جز آن كس كه از جانب [خداى] رحمان پيمانى گرفته است (مریم / ۸۷)
        و چه کس بالاتر از امیر مومنان علی (ع) و فرزندان مطهرشان برای «پیمان» گرفتن؟
        و اگر منظور ذات مقدس الهی در این آیه مبارکه انسانها نیست، پس چیست؟
        و خداوند با این آیه شریفه تکلیف بحث شما را کاملا روشن کرده است:
        يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا
        در آن روز شفاعت [به كسى] سود نبخشد مگر كسى را كه [خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد (طه / ۱۰۹)
        الله رحمان در سوره کهف یکی از کارهای پسندیده معاصران اصحاب کهف را بنا کردن بنایی می داند که به قصد تکریم آنان تبدیل به عبادتگاه می شود.
        پس عزاداری می کنیم چون پروردگارمان می فرماید:
        ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ
        … هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت آن از پاكى دلهاست (الحج / ۳۲)
        کما اینکه رفتگان از عزاداری ما سودی مادی نمی برند و این حرکت همانا بزرگداشت راه درست کسانی است که «شعائر خدا را بزرگ» داشته اند.
        و چقدر طبیعی است بی تابی انسانها در فراغ عزیزانشان.
        گرامی!
        من هرگز به یاد نمی آورم «لعن و نفرین» مسیحیان را از طرف خودم یا نزدیکانم یا هم کیشانم…
        همانگونه که دیدید کلمه ای از احادیث مبارک استفاده نکردم!
        و تمام استنادات من بر قرآن بود، باشد هدایت شویم.
        درباره آیه استدلالی در دیدگاه پیشینم نیز منبع به روشنی ذکر شده است، می توانید از همان قرآنی که از آن برای سفسطه استفاده می کنید کمک بگیرید.
        گفته اید: «کتاب الله نیاز به مفسر ندارد» عجبا!
        پس چگونه است که شما در متن خود کلمه به کلمه را تفسیر به رای می کنید، در حالی که یقینا از علم آن نیز بر خوردار نیستید!
        ما شیعیان به هر کسی اجازه تفسیر کلام خدا را نمی دهیم اما ظاهرا از دید شما هر کسی می تواند آیات الهی را بدون داشتن علم تفسیر کن…
        لطفا بفرمایید برای پنج خط آیه قرآن ده خط مطلب شما چیست؟!
        آیا برای آن می توان کلمه ای جز تفسیر به کار برد؟
        اگر می توان، پس با همان کلمه! مقصود باری تعالی از «أَهْلَ الذِّكْرِ» را بیان کنید؟
        اینکه شما هیچ فرقه ای را قبول ندارید بسیار خوب است، زیرا ما هم راهمان فقط صراط مستقیم و روشن الهی است و این تقسیم بندی ها همه مانع وحدت امت اسلام است در حالی که همه ما باید به «ریسمان الهی» چنگ بزنیم تا هلاک نشویم. پس هیچ اصراری بر عناوین نیست…
        ولی با بکار بردن عنوان «دایناسور» برای شما به شدت مخالفم، زیرا بسیار اندک بودن شما را نمی توانم به انقراض تفسیر کنم!
        درباره اصل شفاعت هم به اندازه ضرور سخن گفته ام و امیدوارم پاسختان را با محوریت همین آیات بشنوم، که خدا بر همه چیز آگاه است…
        ضمنا از حلال کردن حرام و حرام کردن حلال هم مثالی بیاوریدو استدلالتان هم فقط به آیات الهی باشد؛ لطفا!
        لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ؛ بدرود/.

      • wakeupiran said, on دسامبر 25, 2009 at 2:41 ب.ظ.

        با سلام و تشکر، اجازه بدهید به ترتیب شروع کنیم:

        اول اینکه میفرمائید » اگر دوست دارید منظور از “کسانی که… در حال رکوع زکات می دهند” را بدانید بهتر است رجوع کنید به “تفسير طبري , ج 6, ص 186; احكام القرآن (تفسير جصاص ), ج 2, ص 542; تفسير بيضاوي , ج 1, ص 345; الدرالمنثور, ج 2, ص 292″ (منابع شیعه و سنی). «.

        خوب اینطورکه نمیشود! یا شما از همان کتاب مبارک قرآن کریم با ادله نشان دهید که «آن کسان» چه کسانی هستند یا اگر در این کتاب مقدس اسم و سمتی برده نشده است ، قدری تامل کنید و سپس به اهمیت همین «عدم ذکر کردن نام افراد» پی ببرید !! این کتاب مبارک از آنجا برکت و معجزه دائمی است که هم آنچکه بیان فرموده حائز اهمیت است و هم آنچکه از بیان آن امتناع فرموده دوچندان اهمیت دارد. صد هزاران بار الحمدلله، به همین خاطر. پس حتی اگر بخواهیم این ترجمه شما را از «… در حال رکوع زکات می دهند» درست فرض کنیم ( چون چه ترجمه های انگلیسی، چه ترجمه های فارسی دیگر به اینگونه ترجمه نکرده اند!) حال با این تناقض مواجه میشویم که خداوند نعوذ بالله قرآنی ناقص فرستاده است که ما سرگردان باید به 4، 5 تا کتاب حدیث و روایاتی که در زیر زمین نوشته شده رجوع کنیم تا به شناسائی منظور کلام خدا از آن کسان نائل شویم! هرگز. دوست عزیز، مساله خیلی ساده تر از این حرف ها است، یا قبول دارید کلام الله ختم کلام است یا خیر. چون قرآن مجید نیاز به دست نوشته بشری جهت توضیح ندارد، آنهم بشری که خودش از خداوند متعال با قلم یاد گرفته است! ( علم الانسان بالقلم) و من این را بی ادبی مطلق به ساحت «بقیه الله» یعنی «قرآن مجید» میدانم. و شما را دعوت میکنم که اگر عده ای به دروغ پراکنی در این مورد پرداخته اند و کار را بدانجا رسانده اند که در اذان برای شما جمله میکارند که » علی ولی الله» است، حرف آنها را ندید بگیرید و به جای حرافیهای آنها به آیاتی این چنین از کتاب الله پناه ببرید که فرموده :
        » وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا»
        و بگو ستايش خدايى را كه نه فرزندى گرفته و نه در جهاندارى شريكى دارد و نه خوار بوده كه [نياز به] *ولی* داشته باشد و او را بسيار بزرگ شمار.

        دوم اینکه میفرمائید » پس عده ای از ما عمر خود را بر روی تحلیل آیات الهی می گذارند و بقیه از آن عده به عنوان “معلم” استفاده می برند، به سان فردی که پزشکی می خواند و مردم برای بهبود دردشان به او رجوع می کنند. »

        دوست گرامی، قرآن فرموده است، دین نزد خدا اسلام است، نفرموده اسلام سنی، ، نفرموده اسلام شیعی، نفرموده اسلام وهابی، نفرموده اسلام بهائی… آیا این برایتان به واضحی آفتاب نیست؟؟ حال شما نه تنها با افتخار خود را شیعه میخوانید، بلکه نسخه جدیدی از اسلام را معرفی میکنید که بغیر از اسلام انفعالی نام دیگری نمیتوان به آن داد! و این به تحقیق خلاف آیه 105 سوره مبارک مائده است که فرموده:
        » ای افراد باايمان، وظيفه شما است كه خودتان حقيقت را بشناسيد. در صورتيكه راه صحيح را شناخته باشيد، كسانی كه گمراه شده‌اند ضرری بشما نميزنند. بازگشت همه شما پيش خداست و خدا شما را از كارهائی كه ميكرديد با خبر ميكند.»

        سوم اینکه در بحث شفاعت میفرمائید » و چه کس بالاتر از امیر مومنان علی (ع) و فرزندان مطهرشان برای “پیمان” گرفتن؟ »
        من فقط یک سئوال میپرسم، آیا خداوند به شما دلیلی داده است که شفاعت هر کسی از صحابه پیامبر و کسی چون علی و خاندانش را تضمین کرده باشد؟؟؟؟ اگر دلیلی از طرف خداوند ارائه نکنید، ضرر سختی کرده اید. پس لطف کنید چشم همه ما را به این دلیل روشن کنید! چون شما مدعی استناد به قرآن کریم هستید ولی در عمل هیچ سندی برای ارائه ندارید و این عجیب است!

        چهارم اینکه در بحث شعائر که این آیه مبارک الحج / ۳۲ که مربوط به مناسک مبارک حج واجب است. چطور شما از آن استخراج عاشورائی میکنید؟؟ توضیح دهید که چطور سینه زنی و نوحه خوانی ( یکی از قدیمی ترین سنتهای یهودیت) در بین مسلمین کاشته شده است؟ و چرا از این به اصطلاح شعائر چیزی در قرآن کریم نیست؟؟ و اگر نیست پس این فسـتیوال عاشورا چیست و از کجا آمده است؟

        پنجم اینکه مینویسید » و تمام استنادات من بر قرآن بود، باشد هدایت شویم.» … آیا مطمئنید؟؟ پس چطور در بحث شفاعت سندی ندارید که برای شفاعت صحابه پیامبر مانند علی ارائه کنید؟! چه برسد به خاندان او؟؟ چطور برای به سر و صورت کوبیدنها و گریه های بی نتیجه برای یک مشت استخوان پوسیده، حتی یک جمله ندارید که از قرآن ارائه کنید؟؟ آیا هنوز متوجه نشده اید که خداوند سبحان مساله شفاعت را به حکمتی روشن نکرده است؟؟ یا نکند شما و دارو دسته تان بطور ویژه چیزی میدانید که عرشیان هم نمیدانند؟؟؟؟

        ششم اینکه مینویسید » ما شیعیان به هر کسی اجازه تفسیر کلام خدا را نمی دهیم اما ظاهرا از دید شما هر کسی می تواند آیات الهی را بدون داشتن علم تفسیر کن…»
        الحمدلله رب العالمین، که من مثل شما مشرک نیستم و شامل این آیه شریف نیستم که در مورد شما و دارو دسته تان فرموده » و از مشركان نباشيد. از مشركانی كه دينشان را فرقه فرقه كردند و به گروه‌ها تقسيم شدند و هر گروهی به اعتقادات خود دلخوش است. »

        هفتم اینکه نوشتید » ضمنا از حلال کردن حرام و حرام کردن حلال هم مثالی بیاوریدو استدلالتان هم فقط به آیات الهی باشد؛ لطفا»
        حتما، یک مثال فعلا میآورم و بعد یک میلیون دیگر به آن اضافه میکنم: دوستان شما با افتخار جار میزنند که شرع مقدس اسلام با آگاهی کامل سگ را نجس اعلام کرده است. لطفا همین یکی را فعلا توضیح دهید که با کدام ادله قرآنی این حکم داده شده است؟ و اگر قرآن کریم هیچ سر نخی از دوری کردن از سگ ارائه نکرده است، پس این شرع مقدس دوستان شما کجا و چه چیز و یا چه کسی است که چنین حکمی داده است؟! و اگر چنین کسانی که از قول خدا دروغ سر هم میکنند مشرک و نجس نیستند پس نجس کیست؟؟ آن سگی بیچاره ای که از من و شما حمد و سپاس خداوندش را بهتر به جا میآورد و به فرموده قرآن کریم نماز و حمدش را ترک نمیکند؟؟؟؟؟

        والسلام.

  3. مهدی said, on نوامبر 24, 2009 at 1:06 ب.ظ.

    تا سید علی خامنه ای ( روحی فداه ) زنده و پاینده است امثال تو ضد شیعه فقط مایه خنده هستید. بدبخت تو چه چیزی از امامان معصوم (ع) ما می فهمی؟ تو چه می دانی که امام زمان (عج) ما کیست ، کجاست و در آینده چه بلایی بر سرتان می آورد؟
    ما بعد از 1200 سال فرمانده ای شجاع و باهوش پیدا کرده ایم که ان شاء الله پرچم شیعه را به دستان حضرتش می رساند.
    حالا هی برو در همان قرآنی که می گویی دنبال امام ما بگرد!

    با سید علی تا فتح قدس و مکه

    • wakeupiran said, on نوامبر 24, 2009 at 4:35 ب.ظ.

      فراموش نکن که دنیا خیلی کوتاه تر از اونه که آرزو های شما برای فتح جهان به جائی قد بده، خیلی گنده تر از شماها هلاک شدن. برای همین میگم از روزی بترس که نه امامی داری، نه پدری و نه مادری. اگه هم به خدا بگی «سید علی گفت» میندازنت همون جا که سید علی و شرکا رو میندازن! خوف کن! و خجالت بکش از اینکه سید علی تو و اون خرافه ها و آدمهائی که توی گور 100 تا کفن پوسوندن رو، از کلام الله بالاتر گرفتی! شرمت باد!

      در ضمن پرچم شیعه شما که به دست حضرتش از قبل هست!! پست بعدی من پته همین حضرات -بی تنبون- شما رو روی آب خواهد ریخت!!

  4. مهدی said, on نوامبر 24, 2009 at 9:55 ب.ظ.

    اینقدر بشین اینجا و فحش بنویس ، ببینم کجا رو می گیری؟
    شجاعت امثال تو در اینترنت خیلی وقته که اسباب خنده ماست .
    تو ضد شیعه اصلا چه درکی از دین و دینداری داری؟
    واقعا که دقیقا سرنوشت اجدادت را در نهروان دنبال می کنی.
    یادته که اجداد ملعونت چی می گفتن : ( لا حکم الا لله )

    و البته یادت نره که علی (ع) چه بلایی سر پدرانت در آورد. منتظر همون داستان برای خودت و اربابات باش.

    مرگ بر ضد ولایت فقیه

    • wakeupiran said, on نوامبر 25, 2009 at 10:06 ق.ظ.

      شما اگر این تاریخ یهود بافته تان را نمیداشتید دیگر چه داشتید که دلتان به آن خوش باشد ؟ برای گفتن چه داشتید؟ من شما را به کلمه الله دعوت میکنم، شما من را تهدید میکنید که بلا سرمان میاورید؟ فرعون هم به مومنان موسی همین را میگفت که بلا سرتان میآورم. دیدید چه بلائی سرشان آمد.

      این پست جدیدم را تقدیم میکنم به فاریسیانی مثل شما !!

  5. ح درویش said, on نوامبر 26, 2009 at 9:21 ب.ظ.

    سلام
    البته بنده از زاویه ای دیگر به آخوند(دوست ندارم حتی کلمه روحانیت را بکار ببرم) پرداخته ام. . تمام مذاهب از هنگامی به انحراف و سوء استفاده کشیده شده اند که در انحصار حرفه ایها قرار گرفتند و اصولاً همین فرقه حرفه ای در مذاهب بوده اند که جوامع را به فکر سکولاریسم سوق داده و کسانی به این نتیجه رسیدند که مذهب نباید در مسائل سیاسی اجتماعی دخالت داشته باشد.به همین دلیل امروز هشتاد درصد از نود درصدی که به حکومت اسلامی رأی دادند و حتی تئوریسینهای آنها به سکولار شده اند. از سروش بگیر تاخیلی از مراجع تقلید تقلید کنندگان.
    خداوند در سراسر قرآن مردم را مستقیماً مخاطب قرار داده و حتی پیامبر را تذکر دهنده ای بیش نمی داند. تذکر به معنی یادآوری است و نه یاد دادن و یادآوری مربوط به چیزی می باشد که وجود داشته و ذکر(قرآن) همان چیزی است که هر کس در نهاد خود دارد.
    بنده از ذکر آیه و حدیث و حرفه ای کردن بحث ها اجتناب می کنم تا بدام آخوندیسم گرفتار نشویم. به همین دلیل سلسله گفتار «آخوند» سعی کرده ام به زبان مردمی استدلال کنم که آنرا بوجود آورده اند تا شاید قابل فهم همگان باشد.

    • wakeupiran said, on نوامبر 27, 2009 at 4:21 ق.ظ.

      علیکم سلام، متشکر از مشارکتتان، گفتمان جالبی است:

      نظر بنده این است که پس حالا که بقول شما حتی تئوریسینهای این جریانات به اینجا رسیده اند، خود این نشانهء»مهجور افتادن» کلام الله (قرآن کریم) از همان اول قضیه بوده است و با نگاه حتی سر سری به تاریخ همه این جریانات چه معاصر چه غیره، صحت این ادعا ثابت میشود.  حال چند سئوال قد علم میکند:

      1- آیا دیگر میتوان حتی به سایه این تئوریسینها و اذنابشان اعتماد نمود؟! مسلما خیر چه روحانیت فاریسی باشد، چه روشنفکری آن که به اینجا رسیده است!
      2- مگر نه اینکه خداوند در سوره قمر 4 بار و در آیات متعدد قرآن کریم فرموده اند که «همانا ما این قرآن را برای متوجه شدن آسان کردیم، آیا کسی هست که متوجه شود؟ « ، حال چطور این حضرات، مشکل را از آیات خدا و ناتوانی آن در مدیریت دنیای امروز میدانند؟؟؟ مشکل خودشان هستند! که این حضرات آنقدر کور همان دروغ هایشان (یا تئوریهای خودشان ) شده اند -چه روحانیت من درآوردی فاریسی و چه روشنفکری فاریسی- که همین کور بودنشان سدی شده در برابر فهم آیات خداوند متعال. اما پر روئی بیش از حد آنها اجازه نمیدهد که بگویند » ما اشتباه کردیم و به بیراه رفتیم». با پر روئی میگویند مذهب راهش نیست! باید به سمت سکولاریسم رفت. همان اتفاقی است که یهودیت فاریسی در اسرائیل انجام داد: جامعه سکولار اسرائیل!!! (ملاحظه میکنید تقارن را؟!)

      در پایان، بنده آیات قرآن کریم را در هیچ اشلی ، قابل مقایسه با احادیث و روایات و دست نوشته های و در یک کلام دروغ های روحانیت فاریسی نجس نمیدانم. چرا که آن «حرفه ای کردنی » که شما آنرا بلای امروز میدانید از همین دست نوشته های روحانیت فاریسی نجس آمده است و برای همین است که اینان در قرآن کریم و حتی از زبان دیگر پیامبران بخاطر همین دست نوشته ها، لعنت و نفرین شده اند و وعده سخت ترین عذابها به آنها داده شده است.

      منتظر پست بعدی من باشید که افشاگری خواهد بود ان شاءالله.

      ممنون.

  6. رامیم said, on آوریل 15, 2010 at 7:23 ب.ظ.

    از آنجا که شما (که خود را مفسر بلامنازع قرآن و بالاتر از آیات الهی می دانید) و پاسخ هیچیک از آیاتی را که برایتان آوردم ندادید، ترجیح می دهم آنها را دوباره تکرار کنم:

    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ

    قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ

    كَذَلِكَ إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ

    بِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ

    لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَنِ عَهْدًا

    يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا

    ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ

    وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ

    جای ترجمه را خالی گذاشتم تا در تفسیر دستتان بازتر باشد!
    و اما احکام!
    1. در قرآن کریم 90 بار از خواندن نماز یاد شده است… لطفا کیفیت آن را با استناد به آیات بفرمائید.
    2. شما از اذان گفتید و گفتید ما بدعت خلاف گذاشته ایم که به ولایت امیرالمومنین شهادت می دهیم! (البته این را هم به حساب ناآگاهی شما می گذارم زیرا به فتوای همه مراجع تقلید اگر فردی به نیت وجوب این ذکر را بگوید مشرک است) حالا من از شما می پرسم: در کدام آیه الهی نامی از اذان و کیفیت آن برده شده است؟
    3. شما می گویید چون اسمی از امیرالمومنین (ع) نیامده پس… اشکالی ندارد! لطفا دستتان را از روی کیبورد بردارید چون نامی از آن در قرآن نیافتم و شما با استفاده از آن دارید عمل حرام انجام می دهید… پاسختان چیست؟
    4. از مدفوع و نجس بودن آن آیه ای نیافتم، لطفا مدفوع خود را بخورید… گوشت سگ هم حلالتان زیرا چیزی از حرام بودن گوشت سک هم در قرآن ندیدم… پاسختان چیست؟
    5. تکنولوژی، رایانه، اینترنت، ماشین هواپیما، قطار، صابون و…، موز، کیوی، سیب زمینی، هلو، ساندویچ، چلوکباب و…، حتی از موزیلا یا آی ای هم نامی در قرآن برده نشده است… با اینها چکار کنیم که بدعت نباشد؟ لطفا با استناد به آیات قرآن پاسخ دهید…

    (ادامه دارد…)

    • wakeupiran said, on آوریل 16, 2010 at 3:25 ق.ظ.

      آقای رامیم،

      من هیچ مساله ای در هیچ کدام از آیات بالا نمی بینم، مساله آن است که این «شما» هستید که میخواهید با تفسیر آن آیات؛ به زور نظر شخصی خودتان را به آن آیات ضمیمه کنید. چطور یک میلیارد و خورده ای مسلمان دیگر از آن آیات برداشتی که توجیه کننده «نظام ولایتی» شما را داشته باشند ندارند؟ اما شما و دار و دسته تان دارید؟؟ خوب بالاخره شما هم زن و بچه دارید و زندگی خرج داره و آنها هم تفریحات میخواهند!! چه تفریحی بهتر از اینکه شب جمعه ای همه با هم برید مشهد سر قبر اجساد، و بعدشم تشریف بیارید هتل آقا مهمون آقا با پول آقا؟؟! درکتون میکنم!

      موهوم می نویسید. شما چشمانتان را بشویید تا ببینید در این دنیای مشرکانه ای که برای خود ساخته اید و خود و خانواده تان را در آن با نامهائی چون ولایت علی و حسن و حسین و خامنه ای و خمینی هلاک کرده اید و هر روز بر دکان چنین افرادی خیمه میرنید و دخیل می بندید تا حاجت روا کنید، راه دیگری برای شما بغیر از بازگشت به قرآن کریم وجود ندارد. شما رسما مشرکید و رسما نجس، آیا این هم تفسیر و ترجمه شخصی از آن آیه در سوره مبارک توبه است؟؟؟ باز هم میتوانید حاشا کنید؟؟ پس اگر شما مشرک نیستید، مشرک کیست؟

      آن اراجیفتان در مورد اینترنت و ماهواره را که در قرآن نام برده نشده، به بچه های کلاس پنجمی وا میگذارم تا جوابتان را بدهند!!

      عذاب دنیوی شما و امثال شما نزدیک شده، اگر توبه نکنید و به اصل ولایت کلام خدا بر نگردید، عذاب اخروی شما ابدی است. من شما را به قرآن کریم و خداوند دعوت میکنم و شما مرا به غیر خدا و ولایت هر ننه من قمری که پدرانتان از آن اسم برده اند!! خواهیم دید که چه کسی عذاب خواهد شد، صبر داشته باشید، یک چشم بهم زدن میرسد.

    • wakeupiran said, on آوریل 16, 2010 at 5:32 ب.ظ.

      آقای رامیم، نظرتان در مورد این آیه چیست؟

      أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي المَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

  7. هادي said, on آوریل 16, 2010 at 7:14 ق.ظ.

    با سلام
    دوستمون راست ميگه چرا شما نسبت به اين 2 آيه(و البته بقيه آيات) هيچ جوابي نمي دين؟

    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
    ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده ‏اند همان كسانى كه نماز برپا مى ‏دارند و در حال ركوع زكات مى ‏دهند

    وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ
    و پيش از تو [نيز] جز مردانى را كه به آنان وحى مى ‏كرديم گسيل نداشتيم اگر نمی دانید، از اهل ذکر (دانایان علم قرآن) بپرسید (سوره الانبیاء – آیه ۷)

    من هميشه دنبال حرف درست مي گيردم لطفا در مورد اين دو آيه بهم راهنمايي بدين
    ممنون

    • wakeupiran said, on آوریل 16, 2010 at 4:43 ب.ظ.

      علیکم السلام، آقای هادی،
      بنده جواب ایشان را مفصل قبلا داده ام، لطفا قدری دقیقتر به کامنت های همین بخش نگاهی بیاندازید، ملاحظه میکنید که مفصل هم نوشته ام، حالا چشم، چون شما گفتید دنبال حرف درستید و حرف درست همان کلام خداست فقط، این یک دلیل خدمت شما:

      در چند آیه قبل از همان آیه بالا میخوانیم: فَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

      ترجمه از فولادوند (نه خودم!!) : آيا خواستار حكم جاهليت‏اند و براى مردمى كه يقين دارند داورى چه كسى از خدا بهتر است؟ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد يهود و نصارى را دوستان مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‏نمايد.

      آقای هادی عزیز،

      این آیه به روشنی و به وضوح معنای ولایت را بیان کرده، ولایت یعنی دوستی نه اینکه سرپرستی و نظام مند کردن زندگی مومنان با مالیات و فقه و حکومت سالاری دینی!! چرا که اگر معنی آن سرپرستی باشد، ترجمه آن آیاتی که مربوط به یهود و نصاری است، کلا به هم میریزد! به چه دلیل؟ چون مسلمانان هیچ وقت زیر سرپرستی یهود و نصاری نبوده اند، اما گاه گاهی دوستی و مبادلاتی مانند تجارت با آنها داشته اند، خداوند در این آیه دوستی با اهل کتابی را که با پیامبر معاند بودند را نیز حرام فرموده اند، پس معنی کردن ولایت به معنای سرپرستی برای «غیر خدا» کلا رد است. ولایت مطلق فقط از آن خالق است و این تنها خالق است که ولایت تکوینی یعنی هدایت کردن را دارد نه دیگران. پس این یک دلیل از قرآن کریم. ملاحظه کنید:

      اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

      حال ملاحظه کنید که آیه بعد از آیه مورد بحث چه می فرماید: وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ
      ترجمه از فولادوند (نه خودم!!) : و هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده‏اند ولى خود بداند [پيروز است چرا كه] حزب خدا همان پيروزمندانند

      خوب پس مومنان پیروز کسانی هستند که دوستشان خداوند، پیامبر و مومنان واقعی دیگر (و نه مشرک و ضریح ببوس و یا آمریکائی) هستند و خداوند وعده پیروزی به چنین افرادی داده است. کسانی که عشق پول و شهوت و قدرت چشمانشان را کور کرده مثل روحانیون، اینها ایدئولوژی های خودشان را به کلام خدا ضمیمه میکنند تا برای تشکیل حکومت بهانه تراشی کنند. در این حکومت دروغین، و به گناه منتسب به قرآن، همه زیر ولایت یک نفرند! و آن یک نفر خود را نماینده خدا در زمین میداند. خوب، این که اساسش با قرآن کریم تناقض دارد، چرا که مطابق قرآن هیچ پیامبری برای تشکیل حکومت نیامد، بلکه برای بشارت و نذارت آمدند. پس این 2 دلیل تا به حال….اینها فراموش کرده اند که اساسا واژه ای به نام «نظم» در قرآن کریم نیست! و هر جمعه سر نماز جمعه «…و نظم فی الامورکم» خالی بزرگی میبندند،خوب اینها پررو اند، گستاخند، حد و مرزی نمی شناسند، میخواهند به اسم خدا چند صباحی جیب خودشان و عقده های روانی خودشان را تخلیه کنند پس دروغ میگویند. اما سبحان الله که خداوند در بعد از همان آیۀ مورد بحث فرموده اند:

      يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَكُمْ هُزُوًا وَلَعِبًا مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ وَالْكُفَّارَ أَوْلِيَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

      اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد كسانى را كه دين شما را به ريشخند و بازى گرفته‏اند [چه] از كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و [چه از] كافران دوستان [خود] مگيريد و اگر ايمان داريد از خدا پروا داريد

      پس این هم 3 دلیل. آیا هنوز متوجه نشده ایم که همیشه باید به پس و پیش آیات نگاهی داشت تا موضوع آیه را در خلا و ایزوله عنوان نکنبم؟؟

      والسلام.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: