روحانیت و روشنفکری : زبانه های آتش طاغوت

روحانیت، ربا و بانک مرکزی (قسمت اول)

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on نوامبر 7, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

» ای افراد با ايمان، از نافرمانی خدا بترسيد و اگر ايمان داريد باقيمانده ربا را ترك كنيد. اگر اين كار را نكنيد اعلام جنگ به خدا و پيغمبرش داده‌ايد و اگر توبه كرديد، اصل مالتان مال خودتان است. ظلم نميكنيد و به شما هم ظلم نميشود.» – سوره مبارک بقره آیات 278-279

پاشنه آشیل حیات روحانیت «ربا» است. روحانیت محارب است یعنی به خدا و رسول خدا مطابق آیه بالا اعلام جنگ کرده است. هدف روحانیت حکومت بر جامعه از طریق انباشت ثروت بوسیله ابزار ربا و فساد در دین است. برای ریشه کن کردن روحانیت باید «ربا» و برای ریشه کن کردن «ربا» باید روحانیت را منحل نمود. این نکته مهمی است که کمتر متنی به اهمیت آن اشاره کرده است. تنها مرجعی که امروز در دست بشریت موجود است و ضرورت ریشه کن سازی هر دو یعنی «روحانیت» و «ربا» را متذکر شده، قرآن کریم است. در این یادداشت به تعریف آکادمیک (و نه آخوندی) ربا میپردازیم و در یادداشت بعد به بررسی آیات قرآن کریم و ارتباط روحانیت و ربا خواهیم پرداخت:

ربا چیست؟

به زبان ساده در اقتصاد، اگر هر «دو چیزهمجنس» -یعنی هر چه، اعم از پول با پول یا مثلا گندم با گندم- در مقادیر نامساوی مبادله شوند، ربا صورت پذیرفته است. به عبارتی نمیتوان 100 تومان پول را با 120 تومان پول نقد یا حتی قسطی آن مبادله نمود یا نمی توان 2 کیلو برنج را با 3 کیلو برنج نقد و یا قسطی آن مبادله کرد، حتی اگر کیفیت برنجها هم با هم متفاوت باشد. این بدان خاطر است که در اقتصاد، ربا یک شاخص «نامینال» Nominal است، یعنی «کمی» است و نه «کیفی» و به «عدد» میزان مبادله کار دارد نه به کیفیت و یا میزان دوره زمانی بازپرداخت .

آیا میدانید چرا ربا در اقتصاد کمیت عددی است و کیفیت را مدنظر قرار نمیدهد؟ یک دلیل واضح آن است که کیفیت در مقام مقایسه بوجود می آید و یک ادعای کاذب است. به عبارت دیگر برنج اعلاء فقط وقتی اعلاء است که با برنج دیگری مقایسه گردد و همانطور که همه ما میدانیم، معیارهای مقایسه همگی سلیقه ای و فاقد اصالت و معمولا وسیله برتری جوئی و اغراض شخصی بوده اند. به همین خاطر است که ذائقه انسانی در دیدگاه خالق، صلاحیت ارزشگذاری بر نعمت های الهی و مجوز ارزیابی قطعی آنها را ندارد. همین مساله سلیقه، در دیدگاه اقتصاد نیز رسمیت و اصالت ندارد. یعنی شما ممکن است با خود بگویید این سیب از آن سیب بهتر است، اما این فقط نظر شخص شماست و نمی توانید آنرا بر کسی تحمیل نمایید! اگر این کار را انجام دهید مرتکب ظلمی شده اید. حالا متوجه شدید که چرا ربا با کیفیت سروکار ندارد، بلکه یک شاخص صرفا عددی است؟

در اینجا مشخص میشود که از نظر اقتصادی، مبادله 1000 تومان با 1 دلار عین ربا و اتفاقا از روشهای قدیمی استثماری امپراطوران جهان در چپاول ملت ها است. حالا شما بفرمائید آیا باز هم میتوان جاهلانه ادعا کرد که حکومت نباید شاخصهای قرآنی را مورد توجه داشته باشد؟؟! در حالیکه مهمترین دستور اقتصادی قرآن کریم، حکم به حرام بودن و ترک ربا است!؟!؟

پس تورم و مساله زمان چیست؟

به این ترتیب اساسا اهمیتی ندارد که پول را برای چه مدتی وام یا قرض میگیرید، در موعد سررسید باید همان میزانی که وام گرفته اید را برگردانید و هرگونه بازپرداخت مازادی بر آن «ربا» است. ممکن است کسی بگوید که 20 تومان پولی که من قرض میدهم، به دلیل تورم، در موقع سررسید 25 تومان ارزش خواهد داشت؟! در پاسخ به او بگویید که تورم در اقتصاد یک پارامتر کلان است و توسط سیاستهای پولی بانک مرکزی بوجود میآید، نه شخصی که برای قرض گرفتن پول به شما مراجعه میکند. لذا او برای گرفتن باقی 5 تومان سود یا ربائی که طلب مینماید، بهتر است به بانک مرکزی رجوع کند نه شما! چرا شما باید تاوان سیاستهای کلان حکومت را بدهید در حالیکه نقشی در تبیین آن نداشته اید؟؟ این استدلال ساده نشان داد که ربا نه تنها از نظر اقتصادی بلکه از نظر «حقوقی» نیز سراپا اجحاف و ظلم است. (نیز سئوال بزرگی  در مورد مساله «نظام» و ماهیت استثماری آن در همین جا شکل میگیرد که پیگیری  آن را به شما واگذار مینمایم.)

آثار ربا

ربا باعث می شود که ثروت در جامعه در مقیاس عددی به طور ناعادلانه تقسیم شود. ربا باعث تورم است. بهتر بگویم، ربا مادر تورم است. شاید شما از خودتان سئوال کنید که چه ارتباطی بین ربا و تورم ممکن است وجود داشته باشد؟ کلید حل این معما احتمالا تا به حال از دید شما مخفی نگه داشته شده بود:

بانک مرکزی پس از ضرب و چاپ پول (که برپایه پشتوانه هوا صورت می پذیرد!) آنرا با میزان مشخصی ربا به بانکهای تحت پوشش خود وام میدهد! بله درست حدس زدید! به عبارت دیگر، بانک مرکزی از بانکهای تحت پوشش خود نیز ربا میگیرد و این اولین خشت نجسی است که در این دیوار کج پایه گذاری شده است. بانکها نیز این پول را دریافت کرده و موظف میشوند که ظرف دوره های مالی مشخص بازپرداختهائی به بانک مرکزی داشته باشند. لذا آنها نیز برای تامین این بازپرداخت شروع به وام دادن این پول نجس با ربای مضاعف به مشتریان خرد و کلان می نمایند تا نه تنها ربای اولیه آنرا از مشتری که ممکن است یک کشاورز، یک معلم و یا یک بیمارستان باشد بگیرند، بلکه با عواید حاصله از مازاد آن بزرگترین ساختمانهای شهرها را نیز خریداری نمایند!! اما سئوال؟

میدانیم که میزان پول در جامعه توسط بانک مرکزی کنترل میگردد! به عبارت دیگرهمه میدانیم که 1000 تومانی، تا صد سال دیگر هم نمیتواند به خودی خود 500 تومان بزاید!؟ پس چطور باید در موعد سررسید وام یا قرض، 1500 تومان را بازپرداخت؟؟؟ این مازاد پول ربا را چگونه میتوان «جور کرد» و به بانک ها و بعدا به بانک مرکزی برگرداند؟ پاسخ آن است که من و شما باید فقیرها را فقیر تر کنیم و ثروتهایشان را چپاول نماییم تا از مجموع پول حاصله بتوانیم ربای خود را پرداخت نماییم..باید قیمت مرغ و گوشت و کالا و خدماتی را که ارائه میدهیم بالا ببریم یا حتی سر کار اضافه کاری بیشتری انجام دهیم. تنها به این صورت است که میتوان ربای پول درخواستی بانک مرکزی را تامین نمود…چرا که همانطور که گفتیم در این «نظام» میزان پول توسط بانک مرکزی کنترل میگردد و اگر من و شما پولی را چاپ نمائیم تا آنرا به جای ربا پرداخت نمائیم، بلافاصله دستگیر و راهی زندان خواهیم شد!!. پس تنها راه موجود گران کردن کالاها و خدمات، اضافه کاری و چپاول و فریبکاری فردفرد اطرافیانتان است تا از آنها گرفته و به خود اضافه کنیم. آیا متوجه شدید که چگونه به جان هم افتاده ایم؟؟؟ این است سزای دنیوی آن تمدنی که پیام قرآن کریم را نادیده بیانگارد! و عذاب آخرت شدیدتر است.

در یک کلام، در جامعه ای که بانک مرکزی پول ربادار ضرب میکند و از بانکهای تحت پوشش خود نیز ربا میگیرد، همه مردم بردگان و بندگان بانک مرکزی هستند. به همین دلیل است که قرآن کریم رباخوار را «محارب» و دشمن خدا و رسول خدا نامیده است. آیا در جائی از قرآن کریم دیده اید که آزادی بیان محاربه با خدا باشد؟؟ آیا متوجه شدید که چگونه روحانیت نجس، معانی کلمات و مفاهیم را با کثافتی به نام فقه برای فریب افکار عمومی از جا خارج می سازد؟

تنها راه حل

تنها راه حل آن است که بانک مرکزی پول بدون ربا ضرب و منتشر نماید و آن را بدون ربا به بانکهای تحت پوشش خود ارائه کند. بانکها نیز با سود 0.0% آنرا به مشتریان برای پروژه های عمرانی و توسعه کسب و کار وام دهند یعنی  وامی که با سود 0.0% باشد. کاری که در دهه های  50، 60، 70 در کشورهائی نظیر نیوزیلند صورت پذیرفت و باعث شکوفائی بی نظیراقتصادی و اجتماعی آنها گردید.

پس خواننده محترم ان شاءالله متوجه شده است که صحبت از بانکداری اسلامی و اراجیفی به مانند مشارکت و مضاربه و سکوک، مسخره و حقه بازی روحانیت نجس است، تا وقتی که ریشه قضیه- یعنی بانک مرکزی- پول ربا دار در جامعه تزریق میکند. (ادامه دارد)

الله اکبر، لا اله الا الله

خمینی: بزرگ دروغگوی قرن – قسمت سوم

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on ژوئیه 13, 2010

مجموعه ای در پاسخ به توهمات و کفرگوئیهای خمینی مشرک قسمت سوم (بر پایه مستند منافقانۀ شاخص)

لینک دسترسی :http://www.youtube.com/watch?v=n0PKirs_oPc

الله اکبر، لا اله الا الله

خمینی: بزرگ دروغگوی قرن – قسمت دوم

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on ژوئیه 7, 2010

مجموعه ای در پاسخ به توهمات و کفرگوئیهای خمینی مشرک قسمت دوم (بر پایه مستند منافقانۀ شاخص)

لینک دسترسی :http://www.youtube.com/watch?v=JiaRPqF4aWU

الله اکبر، لا اله الا الله

خمینی: بزرگ دروغگوی قرن – قسمت اول

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on ژوئن 29, 2010

مجموعه ای در پاسخ به توهمات و کفرگوئیهای خمینی مشرک قسمت اول (بر پایه مستند منافقانۀ شاخص)

لینک دسترسی : http://www.youtube.com/watch?v=3v8whoJoeps

الله اکبر، لا اله الا الله

دکورهای دروغین، ولایت غیرخدا

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on آوریل 28, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا.

آيا افراد بی‌ايمان خيال كردند كه ميتوانند بجای من، بندگان مرا اولياء خود بگيرند؟ ما جهنم را برای افراد بی‌ايمان آماده كرده‌ايم. سوره کهف آیه ﴿۱۰۲﴾

اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلاَ تَتَّبِعُواْ مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ.

از آنچه از خداوندتان به شما نازل شده (قرآن) پيروی كنيد و از اوليائی غير از آن پيروی نكنيد. توجهی كه پيدا ميكنيد و افرادی كه متوجه آن ميشوند كم هستند. سوره اعراف آیه ﴿۳﴾

الله اکبر، لا اله الا الله


بعد از سخن خدا و آياتش به چه سخنی ايمان مياورند؟

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on آوریل 24, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

«اين آيات خداست كه بحق بر تو ميخوانيم. بعد از سخن خدا و آياتش به چه سخنی ايمان مياورند؟ وای بر هر تهمت زننده گناهكاری. آيات خدا را كه برای او خوانده ميشود، ميشنود بعد متكبرانه اصرار ميورزد مثل آنكه اصلاً آنرا نشنيده است، او را به عذابی دردناك بشارت بده. وقتی چيزی از آيات ما را دانست آنرا مسخره ميكند. اين افراد عذاب خواركننده‌ای دارند. پشت سرشان جهنم است و كارهائيكه كرده‌اند و اولیائی كه جز خدا برای خود گرفته‌اند، ذره‌ای برايشان فايده ندارند و عذاب بزرگی دارند.

اين قرآن راهنماست و كسانی كه منكر آيات خداوندشان ميشوند عذابی پر درد دارند.»

آیات 6 تا 11 سوره جاثیه

همین چند کلمه مبارک کلام باریتعالی که میفرماید «بعد از سخن خدا و آياتش به چه سخنی ايمان مياورند؟» برای رد تمامی احادیث و روایات و جفنگ گوئیهای ساختگی شیعه و سنی و وهابی و بهائی و غیره ، دست نوشته های زیر زمینی منتسب و منقول و منفور روحانیت فاریسی و تئوریهای احمقانه روشنفکران به اصطلاح دینی و غربی و کلا هر کسی که به ناگاه از جیب چپش یک تئوری به مانند ولایت فقیه یا ولایت سبز! در می آورد تا بساط خودش را برای چند صباحی علم کند، کافی است. همه اینها با همین چند کلمه مبارک و ده ها آیات دیگر به همین ترتیب و به لطف و رحمت قرآن کریم از هم متلاشی و نابود می شوند! البته ناگفته نماند که عدۀ کثیری هم دکان کاسبی شان با چنین آیاتی تخته می شود و برای همین تمام تلاششان آن است که افرادی چون من و شما با قرآن مجید مانوس نشویم، بلکه ما را با آن جفنگ گوئی های خود ساخته خودشان که به صلاحدیدشان خوش میآید، مشغول میکنند! آیا باز هم متوجه نمی شویم؟ تا کی میخواهیم خودمان را به خواب بزنیم؟؟ آیا بغیر از آن است که منکرین عذاب پر دردی روبرویشان دارند؟ آیا بغیر از این است که قرآن کریم تنها راه هدایت و نجات بشریت از چنگال استعمار و دیکتاتوری خود ساخته خودش است؟

الله اکبر، لا اله الا الله.


رویاروئی فرعونیان: آیینۀ آتش دوزخ

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on آوریل 13, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

«گفتند خداوندا، عذاب کسی را كه اين عذاب را برای ما فراهم كرد چند برابر كنسوره ص آیه61

عجب روزگاری است:

در یک سمت خیل انبوه مشرکین نجسی ایستاده اند که پس از سالها تبحر در «غیر خدا پرستی» تعارف را کنار زدند و صلاحدیدشان این شد که قیم مآبانه خودشان را «شریک و ولی و نائب» خدا معرفی کنند. ویژگی بارز آنها این است که تاب و تحمل شان با چند خط نوشته، سخنرانی یا وبلاگ به پایان میرسد و تا فرعون وار «غیرخودی» ها را شکنجه و خفه و «خودی» ها را همانند هم نکنند، آسوده سر بر بالین نمیگذارند! از دیگر مقاماتشان نیز همین بس که با وجود آنکه در مدلها و رنگهای مختلف به مانند سبز! نوک مدادی! و سفید! عرضه میشوند، اما هیچ بنی بشری در جایگاه محاربت با خدا به گرد پای هیچکدام آنها نرسیده و نمیتواند برسد چرا؟ رجوع کنید به ربای بانکهایشان که در محاربت با خالق آشکارترین گناه بزرگ است.

در طرف دیگر، کافران از خدا بی خبر دیگری ایستاده اند که پس از سالها گسترش «دموکراسی» با بمبهای اتمی، بمب افکنهای ب- 52 و هلیکوپترهای آپاچی آنها هم «دستکش ها را در آوردند» که الا و بلا دیگر صبرمان تمام شده و این بار همه تان را از دم «آزاد» خواهیم کرد! از ویژگیهای مهم این گروه آن است که اگر مردم یا گروهی سر راه «دموکراسی-به-زور» ایشان مقاومت نماید، اول با ترفندهای مالی و پولی، سپس با ترفندهای نرم و در صورت عدم موفقیت با حمله مستقیم نظامی (کشتار، غارت و تجاوز و آواره سازی مردم)، دموکراسی را به آنها هدیه می دهند!

همه اینها را نوشتم تا به اینجا برسم که فارغ از جنسیت، نژاد و ملیت یک نقطه اشتراک ویژه بین دو گروه فوق وجود دارد که خداوند متعال در جای جای قرآن کریم به آن اشاره فرموده اند و آن اینکه آنها یا منکر کتابهای آسمانی هستند (یعنی کافرند)، یا چنین کتابهائی را به تنهائی و به اندازه کافی، مفصل و کارگشا نمیدانند (یعنی مشرک اند). به نظر می رسد که رویاروئی فرعونیان قریب الوقوع است تا خداوند منان به امر خود، زمین را از شرارتهای آنها پاک بنماید. ان شاءالله.

«افرادی كه منكر كتاب و چيزهائی كه پيغمبرانمان را برای آن فرستاده‌ايم ميشوند، در آينده خواهند دانست. آن وقتی كه غل‌ها و زنجير‌ها در گردنشان است و آنها را روی زمين ميكشند. به ميان آب جوش كشيده ميشوند و بعد در آتش جهنم گداخته ميشوند. آنوقت به آنها گفته ميشود چيزهائی كه غير از خدا شريك خدا ميساختيد كجا هستيد؟ میگويند آنها را گم كرديم.  اصلا ما قبلا چيزی را به كمك نميخوانديم.  خدا افراد بی ايمان را به اين ترتيب گمراه ميكند. اين كار بخاطر اين است كه بناحق در زمين سرمستی ميكرديد و بخاطر اين است كه بخود می نازيديد. از درهای جهنم وارد شويد. هميشه در آن ميمانيد جای افراد متكبر بد جائی است.»  سوره غافر آیات 70 تا 77

الله اکبر، لا اله الا الله.

خداوندا ما از آقايان و بزرگانمان اطاعت كرديم، آنها ما را گمراه كردند!

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on مارس 22, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

«و گفتند خداوندا ما از آقايان و بزرگانمان اطاعت كرديم، آنها ما را گمراه كردندخداوندا، عذاب آنها را چند برابر بده و آنها را هر چه بيشتر از رحمت خود دور ساز.» سوره احزاب آیات 67 و 68

گول این پرستیژ مقدس مآبانه و منافقانۀ این روحانیت دروغ را نخورید! گول یک مشت مردم نادان را که پشت عمامه های مشکی به عربده کشی و یقه درانی و پشت عمامه های سبز به آی پاد ها و تویترهایشان دلخوش کرده اند را نخورید! اسلام به روحانی نیازی ندارد. روحانی از اسلام سوء استفاده میکند تا دکان و بساطش را علم کند. پس چطور صف میکشید؟ که آن منبر به اصطلاح مقدسی که این مقدس مآبان رویش نشسته اند ، تقدسش را از پول ربا، از سهم یتیم، از گسترش کشتار و از فساد در زمین  میاورد.  فراموش نکنید!

ان الله لا يهدي القوم الظالمين.

الله اکبر، لا اله الا الله.

Tagged with:

ولیی احمقی که گفت تولید علم کنید!

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on مارس 7, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

وضع كسانی كه اوليائی غير از خدا برای خود گرفتند مثل عنكبوتی است كه خانه‌ای برای خود درست كرده، در صورتيكه سست ‌ترين خانه‌ها خانه عنكبوت است، البته اگر متوجه حقيقت باشند. خدا هر چيزی را كه غير از خودش به كمك ميخوانند ميشناسد. او توانا و حكيم است. اينها مثل‌ هائی است كه برای مردم ميزنيم و فقط افراد دانا آن را ميفهمند. – سوره عنکبوت آیات 41 تا 43

ابلهی یقه می درید که ما پله های ترقی را یکی پس از دیگری در حال گزاریم و مثلا در عرصه دفاعی به دستاوردهای درجه یکی دست یافته ایم. به او گفتم، فرضاً که فردا صبح شما و جمهوری ضد اسلامیتان در سیاره مریخ اولین پایگاه فرا زمینی تاریخ بشریت را با استقرار یک گردان از سربازان گمنام سوپرمن زمان، ایجاد کردید و آنرا هم از همه بوق و کرناهای عالم به منظر عموم رساندید و نام خود را به عنوان ابرقدرت علمی تاریخ! ثبت کردید! آیا این به معنی آن است که شما موفق بوده اید؟؟ براستی موفقیت یعنی چه؟؟ و چطور تا چند تا میله و مفتول در دست و پای این آقایان میافتد به ناگاه از این رو به آنرو میشوند و برق چشمانشان را هم نمی توانند از خوشحالی مخفی نگاه دارند؟ آیا بغیر از این است که «رهبریت ربوی» چنین مجموعه ای خودش هم، فکر در خواب دیدن همین چند تا تیر و تخته را هم هیچ وقت نمی کرده است؟

مگر در تاریخ به شهادت کلام الله مجید ، مردمانی بسی قبل تر از شما نبودند که موجودات فرا زمینی حتی برایشان به اذن حق تعالی عملگی هم میکردند؟؟ مگربعدها خیلی از آنها به دره های گمراهی سقوط نکردند و مستوجب عذاب الهی و نابود نشدند؟ شما هم می شوید چند صدمی آنها! چطور شده است که با هوا کردن چهار تا باد بادک و واردات کالاهای اسقاطی روس و امریکا و چین، اینچنین شیهه میکشید و داعیه حکومت ارضتان فلان عالم را فلان کرده است؟ این همان مسلمانی بود که شما دنبالش بودید؟؟ که از اسلام حدیث و روایت و داستان اسکروچ و بتمن در سرداب سامرا چیزی بیشتر از این هم انتظار نمیرود!

میخواستید ته ته قضیه یک نیمچه تکنوکرات آمریکائی دهۀ 50 و 60 بشوید که خواب و خوراکش یا در آزمایشگاه بود و یا در پناهگاه های هسته ای؟؟ برای این کار که به این همه کثافت کاری و فرو رفتن تا رستنگاه مو در خلاب نیاز نبود! میگذاشتید رژیم قبلی سریع تر و جلوتر از شما این کار را میکرد تا به شما ارث برسد!

اما در پاسخ این ترکیب مشمئز کننده «تولید علم» باید گفت که اگر منظور از علم، «بصیرت» است که بصیرت با کندوکاو تجربی که شامل مراحل کلی ای چون مشاهده، اندازه گیری، فرضیه بندی و تئوری سازی پیرامون یک پدیده است، شکل می پذیرد که در این بین چیزی به نام علم یا بصیرت «تولید» نمی شود، بلکه فرایندهای پژوهشی-تجربی آن را از دل پدیده «کشف و رونمائی» می نماید. حتی اگر منظور از علم، «حکمت» هم باشد، باید گفت حکمت هم تولید نمی شود، بلکه وقتی بصیرت در پرسپکتیو حقایق اجتماعی، اخلاقی و منطق قرار می گیرد، به فرم حکمت رخ می نمایاند. حال ممکن است کسی در اینجا سئوالی کند که از کجا است که میدانیم که منطق ما، اصلا منطق هست یا خیر و یا حقایق اجتماعی و اخلاقی ما پایه های قرص و محکم و مستندی دارند یا نه، که این اساسا بحث دیگری است و به بحث «تولید علم» ارتباطی ندارد. مع هذا بطور خلاصه اشاره میکنم که آن پرسپکتیوی که برای انسان مسلمان نرمال سازی اجتماعی، اخلاقی و منطقی را میسر میسازد، همان معجزه معجزات، قرآن کریم است. پس تا همین جا مشخص شد چرا انسان فقط متکی به کلام خدا، ترس و حزن و اندوهی ندارد: چرا که او به منبع و «سورس» بی نهایت خالق متصل است بطوریکه کندوکاوهای تجربی او هم فقط در چارچوب همین مبنا ترجمه و معنی دار میگردند و این مبنای مطمئنی برای اوست (سوره بقره، آیه 2).

خلاصه آنکه آن ابلهی که صحبت از تولید علم میکند، نه میداند علم چیست و نه تولید. نه میداند موفقیت چیست نه میداند که معیار سعادت یک امت تولید علم نیست. یک چیزی از یک دهنی شنیده و آنرا برای آن گروه گمراهی که پای منبرش می نشینند هر بار بلغور میکند. آنها هم- در خوشبینانه ترین حالت- اگر لباس بی لباسی پادشاه را ببینند همه به به و چه چه میکنند که چه زیباست این افاضات شما! اما به نظر آن جماعت پائین نشسته همگی از قبل کور شده اند و اصلا ذره ای هم از لخت بودن آقایشان واقف نیستند!

معیار موفقیت، سعادت و خوشبختی دنیوی – و اخروی-  انسان مسلمان، «حق» است، «قرآن کریم» است، وقتی می فرماید « و قل جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا» (سوره الإسراء، آیه 81). مسلمان با شهادتش به یگانگی خداوند نازل کننده «حق»- قرآن کریم-  شهادت میدهد که مثلا «ربا» حرام است و رباخواری دشمنی با خدا و رسول خداست. دبّه نمیکند و آخ و اوخ راه نمی اندازد که نظام پولی بین المللی را پس چه کنیم. همچون یک ابله مفسد هم با عوض کردن اسم «ربا» به «سود و بهره» و مغلطه های مزخرف و ساختگی چون «مضاربه» به مبارزه با خدا نمیرود. این جاست که من همیشه گفته ام باز شرف یهودیان نزول بگیر را که حداقل خودشان اذعان میکنند که ربا میگیرند و صد عذر بدتر از گناه ارائه نمیکنند.

یک همچنین ابلهی امروز با دارو دسته اش برای من و شما از تولید علم سخن میگوید و به ضعم خودش «ولی» جامعه هم هست. بخوانید وضعیت دنیای اسلام را از همین جا که همچون تار عنکبوتی در حال فروپاشی است!

ان الله لا يهدي القوم الظالمين.

الله اکبر، لا اله الا الله.

بخاطر دوستی بين خودتان

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on مارس 5, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

«ابراهيم گفت شما بخاطر دوستی بين خودتان در زندگی دنيا بت‌هائی غير از خدا درست كرده‌ايد. اما روز قيامت بعضی از شما منكر بعضی ميشوند و برخی از شما برخی ديگر را لعنت ميكنند و جای شما در جهنم است و مددكاری نخواهيد داشت.» – سوره عنکبوت آیه 25

……..

— «حاج خانم سلام علیکم! خواستم خدمتتون اطلاع بدم جمعه شب فاطمیه بی بی دوعالم ، حتما تشریف بیارید، حاجیه خانم فرهمند سخنرانمون اند. گلناز ما هم تعطیلات میان ترمشه برگشته!! آقا جواد و رضا جون رو هم یادتون نره برای شام. التماس دعا!»

— «آقا موسی، قربونت زعفرون اون سری رنگ منگ نداشت، جون سیبیلات ما رو جلو حاجی ضایع نکن! دیشب جواد ما کشالَش بعد علم کشی آخر در رفته بود! جَوون بخاطر امام حسین جلو جمعیت اصلا به روی خودش نیاورده!! عصری میام حجره آبکی ها رو ردیف کنیم!! کارت هم دارم!»

— «گل من خوبییییییییییییییییییییی؟ قربون موهای خوشگلت بشم، توی سفره اعظم جون اینا اون «پاریس سینی» که پوشیده بودی، همونی بود که مامان برات از تور مسکو آورده بود؟؟ با لنزهات ست ست بود!!»

— «برادران عزیز، سلام علیکم! برای هر چه با شکوه تر برگزار شدن زیارت عاشورای این هفته و برای اولین بار در کشور! مداح اهل بیت آقا فلانیان از طریق ویدئو کنفرانس به جمع عشاق و دلسوختگان اهل بیت مسجد اداره کل می پیوندند. خواهشمندیم برای کمک به سهولت این ارتباط، رایانه های خود را قبل از مراسم خاموش کنید تا از پهنای باند کاسته نشود! یا مولی فلانی مدد!»

— «بابک جون، امشب یادت نره، ایران زمین پلاک 44 شام هم میدیم. پانی و کَتی هم میان کمک. لطفا با چهار درهه بیا!! شاید خواستیم بعد مراسم آخر شب یه تیریپ بزنیم همگی! مرسی.»

…و داستان همینطور ادامه دارد و ادامه دارد و فقط گمان میکنیم که در راه درستی هستیم و عذاب هر لحظه نزدیک و نزدیک تر میشود.

……..

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

» شما بجای خدا بت‌هائی را بندگی ميكنيد و با دروغ آنها را ميسازيد. اين افرادی را كه غير از خدا بندگی ميكنيد صاحب رزقی برای شما نيستند. بنابراين رزق را از خدا بخواهيد و فقط بندگی او را بكنيد و از او شكرگزاری كنيد چون پيش او برگردانده ميشويد.» – سوره عنکبوت آیه 17


خدا شرك بخودش را نمی ‌آمرزد

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on فوریه 23, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

«خدا شرك بخودش را نمی ‌آمرزد ولی غير از آن را برای كسی كه بخواهد می ‌بخشد. كسی كه شرك به خدا داشته باشد گناه بزرگی را بهم بافته و مرتكب شده‌ است.» – سوره نساء آیه 48

مشرک، به خداوند رحمان مشکوک است و به همین دلیل با خداوند رحمان شریک می گیرد. فرد مشرک، تکبر و خلاء عظیمی را در دلش این سو آنسو میکشد: از یک سمت ندائی در دلش میگوید «لا اله الا الله» و از سوئی دیگر صدائی به او میگوید «نقد را ول کرده ای و به نسیه چسبیده ای؟ خاک بر سرت! بگو اگر راست میگوئی خداوندت را همین الان بخوان! نمی شود که! یک حساب و کتابی دارد! یک راه تقربی نیاز است، یک مقربی نیاز است که کارت را در عرش خداوند چاق کند! کسی از ابرار که آنجا حرفش برش داشته باشد، همینطور که شهر هرت نیست، سرت را بالا بگیری و بگوئی یا الله!! شفیعی گفته اند، وصیی گفته اند! مخصوصا اینکه امام صادق و باقر و تقی النقی فرموده است ور ور ور ور ور ور» و حدیث زیرزمینی منقول را برایش بلغور می کند.

لذا فرد مشرک برای پر کردن این خلاء و این وسوسه شیطانی و شک خانمان برانداز که دم به دم یقه او را صبح و شب میگیرد، باید یک واسطی بسازد که از دید خودش «ملموس» و «مطمئن» به عبادت بپردازد، تا عینیت مکانی و زمانی در عبادت او، در توکل او، در توسل و دعاهای او ایجاد شود. او هر روز با خودش میگوید ….»آخر همینطور خشک و خالی و پا برهنه و بدون هیچ چیز که نمی شود دوید به سوی خدا! حساب و کتابی دارد!، رتبه و مقامی هست، دفتر و دستکی هست!»  …

مشرک گستاخی را نیز از حد گذرانده و از نظر او آن بستر قرآنی و دستوراتش اتصال کافی با درگه خداوند رحمان ایجاد نمی کند… «لازم هست، ولی کافی نیست!»… بعبارتی یک فرد مشرک معتقد است که اگر پیش از نزول قرآن کریم با ایشان مشورتی انجام می پذیرفت؛ شخص ایشان می توانست راه کارهای «کاملتری» را جهت عینیت بخشیدن به ارتباط بین بنده و خالق ارائه کند! اینجاست که روی حقیقی یک مشرک خداپرست برای لحظه ای رخ نمایان میکند!

توجه کنید که قرآن کریم این معجزه معجزات، گوشزد می فرماید که حرف حساب مشرکین این است که میگویند این شریکان و اولیائی که بغیر ازخدا برای خود گرفته اند، آنها را به خدا نزدیک میکنند (سوره زمر آیه 3).  یعنی مشرک به ظن خود همین دلال و واسطه را که بین خود و خدایش قرار داده، باعث برکت هم میداند!! چرا که تسهیلاتی که این دلال برایش فراهم کرده به ضعم خودش منجر به تقرب به خداوند شده است. حال سئوالی قد علم میکند که اگر واقعا متوسل شدن و گریه برای به اصطلاح اهل بیت! اگر دخیل بستن به یک ضریح طلائی، اگر به سفر رفتن کربلا ومشهد، اگر روشن کردن شمع در یک سقاخانه، در یک امام زاده، اگر یک «یا حسین و ابالفضل» گفتن، اگر مولودی خوانی برای سوپرمن زمان، انسان را به خدا نزدیک تر میکند و حتی بعضی ها را هم شفا داده! پس چرا قرآن کریم مشرکین را کوبیده و آنها را نجس میخواند؟؟ و کلمه نجس فقط یک بار در کتاب خدا و آنهم در رابطه با مشرکین بکار رفته است؟؟!! چرا قرآن میفرماید که خدا و رسولش از مشرکین بیزارند؟؟؟ مگر نه این است که آنها با این روشها به خدا بیشتر نزدیک میشوند؟؟؟؟ پس قضیه چیست؟

جواب این است که خیر!

مطلوب انسان مشرک خدا نیست، او ملتمس به کار چاق کنی است که با واسطه ای در عرش خدا دستی دارد!  یا حداقل یکی از محافظین آن بالا را می شناسد!! مشرک مصرف کنندۀ کالا و خدمات فرضی است که اصلا وجود خارجی هم ندارد، ولی به گمان فرد مشرک حیاتی و ضروری است. پس اول اینکه ولی نعمت یک مشرک، یک دلال است، که کارش را در پیشگاه خداوند متعال چاق میکند. به بیانی اولین کسی که از انسان مشرک رفع اعتبار و آبرو میکند، خود شخص مشرکش است که شرکش تف سر بالائی شده است به خودش، زیرا خودش اذعان میکند که لیاقت ارتباط مستقیم با پیشگاه احدیت را ندارد و همچون موجودی عاجز دم به دم دنبال یک شفیع و دلال است.

دوم اینکه انسان مشرک اهمیتی هم نمی دهد که این دلال او، این واسط او، چگونه کار را چاق خواهد کرد، برای او هدف مهم است، وسیله مهم نیست. او «جنسش» را میخواهد و برای این کار پولی را، دعائی را، شمعی را، گریه ای را، نامه ای در چاهی را، به ساحت همین دلال مرده یا زنده، حواله کرده است و الان سراپا انتظار و چشم داشت است. پس عبادت فرد مشرک معامله با «غیرخدا» است. حالا این غیر خدا می تواند یک انسان مثل من و شما یا علی و حسن و حسین و تقی، نقی باشد، یا یک سوپرمن افسانه ای با نام تولیدی «امام زمان» که بیش از 1300 سال عمر کرده و از پشت ابر هدایت چند میلیارد کهکشان، انسانها و موجودات مختلف زمینی و فضائی را بعهده دارد. در ضمن صاحب این مرز و بوم و این انقلاب رباخوار و کلی نامه اعمال که هر شب جمعه باید امضاء شوند هم ایشان هستند! ( بعد به مسیحیت انحرافی می توپند که چنین اعتقادات مزخرفی دارند! … حکایت دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه است! )

سوم و آخر اینکه یک مشرک برای آنکه دلالها و کار چاقکن هایش را، واسطه هایش را، در پیشگاه الهی از دست ندهد، دست به همه کار میزند و همچون یک دیوانۀ مالیخولیا زده برای زنده نگاه داشتن آنها ازهیچ کاری دریغ نمیکند، چرا که نابود شدن این دلالها و واسطه ها، به منزله نیست و نابود شدن شخص خود مشرکش است. هستی او، هویت او، ارضای خلاء درونی او، بیزینس او، با این دروغی که برای خود دم به دم می آفریند، گره خورده است. شرک یعنی این! به خود دروغ گفته و خودش هم دروغ خودش را باور کرده!

حاضر است صدها افسانه دروغین از بزرگی و رشادتهای دلالانش، شفیعانش و واسطه هایش بسازد، هزاران صفحه در قالب دست نوشته های زیرزمینی مثل احادیث، روایات منقول و منسوب و منتسب، دروغ پردازی نماید تا برای واسطه های دروغینش اعتبارسازی کند. گاهی با تف مالی، گاهی با شجره نامه ساختن قلابی، گاهی با ساختن ضریحی، گاهی با خواندن شعر و نوحه ای برای تحریک مردم، گاهی با فستیوال های فصلی و گاهی به زور، شاید که مرضش آرامش یابد، اما روز بعد زخم عمیق دیگری سر بازمیگشاید! که خداوند فرموده است » فی قلوبهم مرضٌ فزاد هم الله مرضا«.

انسان مشرک، به خالق خودش، به خالق عرش و آسمانها و زمین و به دانای رازهای پنهان مشکوک است. برای همین وقتی به او گفته میشود که تنها خدایت را بخوان، قبول نمیکند تا اینکه خدا با واسطه یک دلال خوانده شود که آن وقت قبول میکند!! (سوره مومن،غافر، آیه 12)

مشکوک بودن فرد مشرک به خالق رحمان، از تکبر او نسبت به خداوند سرچشمه گرفته است. او بخاطر همین شکش است که شریک سازی میکند، تا خلاء درونی اش را پر سازد. شاید بتوان گفت که موجبات نجاست او هم  از همین تکبرش باشد .  الله اعلم.

» ای افراد باايمان، مشركها نجس هستند، از امسال به بعد به مسجدالحرام نزديك نشوند. اگر از فقر ميترسيد، اگر خدا بخواهد شما را از فضل خود بی نياز ميكند، چون خدا دانا و حكيم است. «سوره توبه آیه 28

الله اکبر، لا اله الا الله.

و پيغمبر گفت خداوندا، قوم من قرآن را از خود دور ساختند

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on فوریه 16, 2010

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

روزی که آسمان با ابرها شکافته شود و فرشتگان پائين بيايند.  در آن روز فرمانروائی واقعی متعلق به خداوند رحمان است و بر کافران روز سختی خواهد بود.  روزی که ظالم دستش را گاز ميگيرد و ميگويد کاش با پيغمبر همراهی ميکردم. وای بر من کاش با فلانی دوست نميشدم. بعد از اينکه قرآن برای من آمد مرا از آن منحرف ساخت. شيطان انسان را بدون مددکار ميگذارد.  و پيغمبر گفت خداوندا، قوم من قرآن را از خود دور ساختند. به اين ترتيب برای هر پيغمبری دشمنی از گناهکاران قرار داديم. خداوند تو برای هدايت و ياری کردن کافی است.” -آیات 25 تا 31 سوره فرقان

الحق والانصاف که با خواندن همان چند آیه بالا برای چند صدمین بار حجت بر فرد مسلمان تمام میشود و حتی کلمه ای نوشتن در مورد آیات مبارک فوق همان حکایت عرض خود مي بري و زحمت ما مي داري است. اما می نویسم نه نعوذ بالله برای تکمیل آیات بالا- که چنین ادعائی شرک است و مستوجب عذابی علیم- بل برای آن دسته از کسانی که وقتی آیات فوق را میخوانند در دل میگویند پس مقبره آقا ثامن الحجج را چه کنیم؟!!

اول، جواب آن فرصت طلبانی را بدهم که با رسیدن به این بخش مربوط به » کاش با پيغمبر همراهی ميکردم» داد و فغانشان تا اینسوی آبهای اتلانتیک شنیده میشود که با ظاهری حق به جانب و با رأفت و عطوفت خاصی که تنها در این مواقع به ناگاه میشکفد، میگویند » ما هم همین را میگوییم، امامان هم یاوران پیامبر بودند!». در جا از ایشان سئوال کنید که دلیلتان را بیاورید؟؟ خوب مشخص است…طبق معمول… همان دست نوشته های زیر زمینی آسید فلان فلانی و عالم «ربانی» فلانی را با یک صفحه و نیم شجره نامه سرهم بندی شده دروغین و منتسب به پیامبر بزرگوار اسلام می آورند و میگویند » پیامبر فرموده…» !

جالب نیست که همه ادله های این جماعت، خارج از قرآن کریم است؟ با این حال ایشان خود را متدین به این کتاب میدانند؟!!! این چه جور تدینی است که کلام خالق در آن هیچ شأنی ندارد و نقل قلابی و ساختگی فلان بن فلان بن فلان بن فلان میشود دلیل؟؟ مگر میشود کسی پیرو قرآن کریم باشد، اما  «قال یقول» بلغور نماید؟ نکند نعوذ بالله کلام خالق آسمانها و زمین ناقص است که حال «امامانشان» میخواهند قرآن را یاری کنند یا پیامبر مکرم ما با کلامی اضافه قصد به تکمیل آن نهاده باشد؟ واقعا چطور مثل قاطر در گل گیر کرده اید و با این بلاهتتان که شیطان آنرا برایتان منطق جلوه داده، چه خسرت دنیا و الاخرتی شده اید؟!

ببینید و شاهد باشیم که کلام خالق رحمان، خیلی قبل تر از من و شما در پاسخ بسی دندانشکن، علت عقوبت در پیش روی این افراد را منحصراً » انحراف از قرآن» بیان می فرماید! توجه فرمودید! نمی فرماید انحراف از سنت، نمیفرماید انحراف از عترت… می فرماید » … کاش با فلا نی دوست نميشدم. بعد از اينکه قرآن برای من آمد مرا از آن منحرف ساخت…» میدانم که خیلی ها با خواندن چنین آیاتی دندانهایشان را به هم میسایند و باز هم با خود میگویند «پس مقبره آقا ثامن الحجج را چه کنیم؟!!»

در نهایت به تکان دهنده ترین بخش این آیات که یک فاش سازی در مورد قولی از خاتم النبیین اسلام در روز قیامت است میرسیم که میفرماید «و پيغمبر گفت خداوندا، قوم من قرآن را از خود دور ساختند. به اين ترتيب برای هر پيغمبری دشمنی از گناهکاران قرار داديم

ان شاءالله با پناه به کلام خداوند عرش و آسمانها و زمین از دام «سربازان شیطان و دشمنان پیامبر (ص)» که چه با لباس به دروغین منتسب به ایشان و چه با لباس پاپیون خورده یا کراوات زدۀ اربابان نزول بگیرشان، قصد لطمه زدن به پیکره اسلام را دارد، رهائی یابیم. بگذارید جواب این دوستمان را هم که نگران مقبره آقا ثامن الحجج هست را با آخرین خط آیات فوق بدهیم، شاید ایشان هم از بندگی غیر خدا آزاد گردند:

«خداوند تو برای هدايت و ياری کردن کافی است.»

الله اکبر، لا اله الا الله.

به مناسبت تاسوعا و عاشورای ساختگی!

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on دسامبر 26, 2009

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

” بگو هر كسی غير از خدا را كه فكر ميکنيد به كمك بخوانيد آنها توانائی اينکه ضرر را از شما برگردانند يا تغير دهند ندارند. كسانی را كه اين افراد به كمك ميخوانند هر كدامشان كه به خدا نزديک ‌ترند و اميد رحمتش را دارند و از عذابش ميترسند، دنبال وسيله ‌ای برای تقرب به خدا ميگردند. چون بايد از عذاب خدا ترسيد و حذر كرد. ” -آیات 56 و 57 سوره اسـراء

حال اگر خواننده محترم ارتباط این آیات را با » حسین حسین  گفتن های» جمعیت گمراه مردم و گریه و زاریهای فستیوال گونه برای یک مشت استخوان پوسیده (که اگر هم در اصل وجود داشته باشد! که در اینجا وارد این بحث نمیشوم) ، متوجه نشده است، همین کافی خواهد بود که توجه کند که آیات فوق حتی استعانت از انسان زنده را صریحا با هشدار عذاب الهی در هم کوبیده است و برای اینکه بهانه ای هم به دست کسی داده نشود فرموده » بگو هر كسی غير از خدا را كه فكر ميکنيد» . آیا باز هم متوجه نمیشویم؟؟؟

آیا باز هم می نشینید تا آخوندی و روشنفکری نان به نرخ روز خور شعائر الله را فریبکارانه و برای دائمی کردن نفرت در بین مسلمانان از همدیگر ، تغییردهد و در قلب جامعه مسلمانان نفرت بکارد؟ کجای عاشورا شعائرالله است؟؟ دلیل تان کجاست؟ چرا کسانی کارخانه تولید «ایام الله» باز کرده اند و از قول خدا دروغ سر هم میکنند و هر روز ایام الله های گوناگون تولید میکنند؟؟ بالاخره باید جائی انتخاب خود را نهائی کنید: یا موسوی خمینی را که با گستاخی تمام گفته » محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است » یا کتاب الله، قرآن کریم را که در آیاتی چون آیات بالا آنچنان روح زندگی را در جامعه میدماند و در عین حال به سختی نیز هشدار میدهد. تصمیم با شماست! و عجب تصمیم بزرگی است الحق و والانصاف.

الله اکبر، لا اله الا الله.

چرا نبی مکرم عیسی (ع) فاریسیان را نفرین کرد؟ (بخش دوم)

Posted in آیات و دلایل عهد جدید by wakeupiran on دسامبر 4, 2009

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

» بگو هر كسی غير از خدا را كه فكر ميکنيد به كمك بخوانيد آنها توانائی اينکه ضرر را از شما برگردانند يا تغير دهند ندارند.» سوره اسراء آیه 56

در بخش اول با استناد به دایره المعارف های یهود به معرفی مختصر گروهی از یهودیان به نام «فاریسیان» پرداختم و همانطور که وعده داده بودم در این بخش به ارائه افشاگریهای عهد جدید از زبان نبی مکرم عیسی (ع) و آیات تکان دهنده قرآن کریم در برائت از روحانیت و رهبانیت من در آوردی فاریسی خواهم پرداخت. لذا در این نوشته بدون مقدمه و توضیحات اضافی توجه شما را به منتخبی از بخش 23 کتاب ماتیو Matthew ازعهد جدید که از زبان نبی مکرم عیسی (ع) خطاب به علمای فاریسی است جلب میکنم:

«…فاریسیان احکام دینی را همچون بار سنگینی به دوش شما میگذارند، اما خودشان حاضر نیستند به اندازه ذره ای آنرا بجا بیاورند. هر کاری میکنند برای تظاهر است. دعاها و آیه هائی را مینویسند و به بازو می بندند و رداهایشان را درازتر میدوزند که جلب توجه کنند تا به این ترتیب مردم آنها را دیندار بدانند. چقدر دوست دارند که در میهمانیها و عبادتگاهها همیشه در صدر مجلس باشند. چه لذتی میبرنند که مردم در هر کوی ایشان را تکریم و تعظیم کنند و به آنها «استاد روحانی»بگویند. اما شما چنین القابی را نپذیرید چون شما یک «ولی» دارید (آنهم خداست) و همه شما با هم برادرید…

… وای به حال شما ای علمای دینی و فاریسیان! چقدر ریاکارید! نه میگذارید دیگران به ملکوت خداوند وارد شوند و نه خود وارد میشوید. نماز خود را عمداً طولانی میکنید تا مردم شما را دیندار بدانند، ولی دور از چشم دیگران اموال بیوه زنان بیچاره را میخورید. ای دوروها! وای به حال شما! همه جا را زیر پا میگذارید تا مریدی پیدا کنید و وقتی موفق شدید او را دو برابر بدتر از خودتان لایق جهنم میکنید…

…ای عصا کش های کور که پشه را از صافی میگذرانید ولی شتر را می بلعید! وای به حال شما ای علمای دینی و فاریسیان ریاکار!  …شما مانند قبرهای سفید شده ای هستید که ظاهری زیبا دارند اما داخل آنها پر از کثافات و استخوانهای مردگان است. شما میکوشید خود را دیندار جلوه دهید ولی در زیر آن عبای مقدستان، دلهائی دارید پر از گناه و ریاکاری..

… وای به حال شما ای علمای دینی و فاریسیان ریاکار! شما برای پیامبران که اجدادتان کشتند با دست خود مقبره و ضریح تزئین شده می سازید و میگویید اگر ما به جای پدرانمان بودیم پیامبران را نمیکشتیم! با این گفته به زبان خود اعلام میکنید که فرزندان قاتلان انبیاء هستید. شما قدم به قدم از آنها پیروی میکنید! شما در اعمال بد از ایشان پیشی گرفته اید. ای مارهای خوش خط و خال چگونه میتوانید از مجازات جهنم جان سالم بدر ببرید!؟…»

عبارات فوق برگزیده ای از بخش 23 کتاب ماتیو Matthew ازعهد جدید بود. تا به اینجا امید است که خواننده محترم به تقارن از کلام کتاب مفدس به ماهیت و نوع آن سرطانی که اصل و پیدایش آن از یهودیت فاریسی است و سپس جوامع اسلامی و مخصوصا سرزمین فارس را نیز فراگرفت پی برده باشد. حال توجه خواننده محترم را تنها به بخشی ازآیات افشاگرانه کلام الله، سبحانه و تعالی، در همین زمینه و از قرآن کریم جلب مینمایم:

«…دانشمندان دينی و زاهدان تارك دنيای خود و همينطور پيغمبرشان مسيح ‌ابن ‌مريم را صاحب اختيار خود گرفتند. در صورتيكه به آنها دستور داده شده بود كه فقط معبود واحد (خدا) را بندگی كنند. معبودی غير از خدا وجود ندارد. او بالاتر از اين چيزهائيست كه شريك او ميسازند….

… ميخواهند نور خدا را با حرفهای خود خاموش كنند، در صورتيكه خدا چيزی غير از اين نميخواهد كه نورش را كامل كند، هر چند كه افراد بی‌ايمان خوششان نيايد. خدا وجودی است كه رسولش را با راهنمائی و دين حق فرستاد  تا او را از تمام دين آگاه سازد هر چند كه افراد مشرك خوششان نيايد. ای افراد باايمان، عده زيادی از دانشمندان دينی و زاهدان تارك دنيا مال مردم را بناحق ميخورند و مردم را از راه خدا باز ميدارند. كسانی را كه طلا و نقره را روی هم ميگذارند و در راه خدا خرج نميكنند، به عذاب پر دردی بشارت بده. روزی كه آن طلا و نقره را در جهنم ميگذارند و با آن پيشانی و پهلو و پشت آنها را داغ ميكنند و به آنها ميگويند اين چيزی است كه برای خود اندوختيد، نتيجه طلا و نقره‌ای كه گنج ساختيد، بچشيد. » –سوره توبه

« آيا نميدانند كه خدا آنچه را پنهان می‌كنند و آنچه را آشكار می ‌كنند ميداند؟ عده‌ای از آنها بي سوادند و از كتاب الهی چيزی جز تصورات و آرزوهای خود نميدانند و فقط گمان ميكنند.  پس وای بر كسانی كه با دست خود كتاب می ‌نويسند و می ‌گويند اينها از جانب خدا است برای آنكه آنرا به بهای ناچيزی بفروشند. پس وای بر آنها به سبب چيزهايی كه با دستشان نوشتند و وای بر آنها از آنچه بدست می ‌آورند» – سوره بقره

خواننده محترم به این نکته توجه داشته باشد که تعداد آیات قرآن کریم که بطور مستقیم و غیر مستقیم روحانیت و رهبانیت من در آوردی و همچنین همه کسانی را که بعنوان «متخصصین دینی» از قول خداوند دروغ سر هم میکنند و به خداوند افترا میزنند را مورد خطاب قرار داده است، تقریبا بیشمار است و نمیتوان همه آنها را نه در یک نوشته بلکه در چندین مقاله هم مطرح نمود. فی الواقع غرض از تاسیس این وبلاگ هم، همین بوده است که ان شاءالله به مرور زمان توجه ویژه خوانندگان محترم را به اینچنین هشدارها و دستورات قرآن کریم جلب نماید. باشد که با استعانت از کلام الله مجید؛ این آفت و سرطان بشر ساختهء «متخصصین دینی»  از جوامعی که پیرو ادیان ابراهیمی هستند، علی الخصوص کشورهای اسلامی و بویژه ایران رخت بربندد، ان شاءالله.

بنام خـداونـد بخشنده مهربان

» ما در اين قرآن حقيقت را بصورت‌های گوناگون بيان كرديم تا متوجه شوند ولی فقط بر نفرت آنها ميافزايد. » – سوره اسراء آیه 41

الله اکبر، لا اله الا الله.

یا حسین و مشرک شدن! (معرفی کانال Wakeupiran)

Posted in آیات و دلایل قرآن کریم by wakeupiran on نوامبر 29, 2009

سوره مبارک فاطر. آیه 13